سفارش تبلیغ
صبا ویژن
[ و به پسرش حسن فرمود : ] پسرکم چیزى از دنیا بجا منه چه آن را براى یکى از دو کس خواهى نهاد : یا مردى که آن را در طاعت خدا به کار برد پس به چیزى که تو بدان بدبخت شده‏اى نیکبخت شود ، و یا مردى که به نافرمانى خدا در آن کار کند و بدانچه تو براى او فراهم کرده‏اى بدبخت شود پس در آن نافرمانى او را یار باشى و هیچ یک از این دو در خور آن نبود که بر خود مقدمش دارى . [ و این گفتار به گونه‏اى دیگر روایت شده است که : ] اما بعد ، آنچه از دنیا در دست توست پیش از تو خداوندانى داشت و پس از تو به دیگرى رسد و تو فراهم آورنده‏اى که براى یکى از دو تن خواهى گذاشت : آن که گرد آورده تو را در طاعت خدا به کار برد پس او بدانچه تو بدبخت شده‏اى خوشبخت شود ، یا آن که آن را در نافرمانى خدا صرف کند پس تو بدانچه براى وى فراهم آورده‏اى بدبخت شوى و هیچ یک از این دو سزاوار نبود که بر خود مقدمش دارى و بر پشت خویش براى او بارى بردارى ، پس براى آن که رفته است آمرزش خدا را امید دار و براى آن که مانده روزى پروردگار . [نهج البلاغه]

بسم الله الرحمن الرحیم 
مطال
ب زیر نقدهایی است که در زمان اکران فیلم سینمایی اخراجی ها در سال1386 در این وبلاگ آوردم و البته در رسانه ها نیز به نوعی معکس شد . تکرارپخش این فیلم در اواخر تیر ماه امسال  در تلویزیون ، بهانه ای شد تا مجددا  نقد های وارده بر آن فیلم و گارگردان آن در معرض دید و قضاوت دوستان عزیز قرار دهم .
مقاله اول : 

آقا مسعود، از تو بعید بود!

بالاخره پس از هیاهو و جنجال تبلیغاتی فراوان فیلم سینمایی" اخراجی ها " اولین فیلم بلند مسعود ده نمکی در سینماهای کشور اکران شد . بنده هم مثل خیلی از افراد از قبل با ایده ها ،  افکارو دغدغه ها ی اقای ده نمکی آشنابودم . دیدگاهایی ارزشی و البته بعضا تند اما از سر درد و سوز .با دیدن فیلم اخراجی ها ناخوداگاه ایه ای از قران کریم در ذهنم نقش بست و هر چه از  زمان نمایش  فیلم  سپری می شد محتوای آیه پررنگ تر و ملموس تر می نمود .

ولئن سئلتهم لیقولن انما نخوض و نلعب قل ابالله و رسوله تستهزئون؟
جریان از این قرار بود  که تعدادی از رزمندگان اسلام در جریان جنگ سخت و طاقت فرسای تبوک  به خاطر اینکه مرعوب تبلیغات دشمنان و شرایط خاص آن زمان شده بودند در بین صحبت هایشان هر از چند گاهی باورها و اعتقادات اسلامی را  مورد طعن قرار داده و با مطرح ساختن برخی مسائل باعث دلسردی نیروها ی اسلام و تضعیف روحیه انان
می شدند . پیامبر پس از اطلاع از قضیه روی به انان کرد و ضمن تقبیح این کار از انان توضیح خواست . این افراد به رسول خدا عرضه داشتند : یا رسول الله نگران نباشید ما نظر بدی نداریم فقط خواستیم مقداری شوخی و مزاح کرده باشیم . در این هنگام آیه فوق نازل شد که ای رسول من به این افراد بگو آیا با خدا و رسول او هم سر شوخی دارند . ایا با ارزشهای اسلامی و اخلاقی هم سر مزاح دارند ؟
نمی دانم انگیزه اقای ده نمکی از ساخت و عرضه این فیلم چه بوده و چه هدفی را دنبال می کند اما همینقدر می دانم با نمایش این فیلم ، اولین سوالی که در ذهن هر بییننده خالی الذهن، بخصوص نسل امروز که حماسه دفاع مقدس را درک نکرده اند ، این است که آیا جبهه و جنگی که  مایه مباهات امام راحل (ره) و قبله گاه اولیاء الهی از قبیل حضرت آیه الله بهاءالدینی (ره) و میرزا اقا جواد تهرانی (ره) و بسیاری از اهل دل بود و مظهر مقلب القلوب و الابصار و محول الحول و الاحوال خداوندی ، همین بود که یک رزمنده بسیجی که خود یادگار دفاع مقدس است  در فیلمش اورده است ؟

اتفاقا همین سوال را فرزندانم پس از دیدن فیلم از من کردند . من یک لحظه بهتم زد که در پاسخ چه بگویم .قبلا فیلم های مشابهی مثل" لیلی با من است " و برخی سریال های تلویزیونی را دیده بودم و استدلالم این بود که سازندگان این فیلم ها از نزدیک جبهه را درک نکرده اند و با فضای ملکوتی آن بیگانه هستند . اما راجع به ده نمکی چه بگویم ؟ کسی که ارتباط قلبی ، عملی و قلمی او با جبهه و جنگ زبانزد است . او خود درد کشیده است و با با حماسه های این دوران مقدس عجین است . و اتفاقا نقطه شگفت همین جاست .
مازیاران چشم یاری داشتیم          خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم
ناچار به فرزندانم چنین پاسخ دادم :جبهه ای که من و امثال من دیده بودیم با جبهه ای که آقا مسعود ده نمکی به نمایش در اورده زمین تا آسمان متفاوت است .نمی خواهم بگویم بچه های جبهه تافته جدابافته و پاک و معصوم بودند . لکن این را ادعا می کنم در فضای جبهه چنان معنویت , عرفان ، سلوک و در یک کلمه نور الهی طنین انداز بود که هر چیز دیگر را تحت الشعاع خود قرار میداد و هرکس با هر سابقه و تفکری محو این نور  می شد و در پرتو نور معنویت قرارمی گرفت .
بر خلاف آنچه در فیلم مورد  اصرارقرار گرفته و متآسفانه بجز یکی دو صحنه تا آخر فیلم روی آن پافشاری شده است جوانان و نوجوانان   در اوج آرزوها ، هوسها و خواسته های خود را زیر پا گذاشته و به " فرمان خمینی "، " در لشگرحسینی " سر از پا نشناخته جان  خود را در طبق اخلاص می گذاشتند. و این وجه غالب جبهه بود .خلوص ، ایثار ، ایمان ، انجام تکلیف ، حفظ اسلام و انقلاب و لبیک به خمینی حرف اول و آخر رزمندگان بود بسیاری از بچه های جبهه برای فرار از گناه و تمرین مبارزه با نفس به جبهه امده بودند و الحق که در این مصاف نمره عالی گرفتند .

 یادم نمی رود برخی از آنان علیرغم اینکه دلشان برای خانواده و بستگانشان تنگ شده بود و امکان رفتن به مرخصی هم برایشان میسر بود از این کار سر باز می زدند و میگفتند ، می ترسیم در شهر و کاشانه آلوده دنیا شویم و نوری که خداوند در دلمان روشن کرده با دیدن صحنه های نکبت بار معصیت و شعله های سر کش گناه کم سو شود .

فیلم اخراجی ها نگاه نامناسبی به حضور روحانیت در جبهه دارد .حضور روحانیت در دفاع مقدس آنچنان که در اخراجی ها آمده است  کلیشه ای ، بی اثر ، بی ثمر وتصنعی نبود . بلکه بسیار موثر و کلیدی بود . آنان عمامه بر سر ، لباس رزم بر تن و اسلحه به دوش همگام و همراه با رزمندگان اسلام در دو جبهه فرهنگی و رزمی انجام وظیفه کرده و در تمام صحنه ها فعال و موثر بودند.در جبهه ای که من به یاد دارم شجاعت ، رشادت ، ایثار و تدبیر غالب بود اما جبهه ای که آقای ده نمکی به تصویرمی اورد بزدلی،  ترس ، بی انگیزگی ، ضعف روحیه ، بی برنامگی و بی تقوایی چند لات بی سرو پا تعمیم داده شده وخروجی آن  فضایی کاملا خلاف واقعیت است . بسیاری فرماندهان ،انسان هایی والا ، خود ساخته و نمونه کامل اخلاص ، وفا ، صفا ، سعه صدر ، مهرورزی و صلابت بودند نه بی منطق ، عصبی ، بی ظرفیت و تنگ نظر چنانکه متاسفانه در  فیلم چنین وانمود شده است  .چرا بچه های مظلوم  و بی ادعای تخریب افرادی عقب مانده و احساساتی معرفی میشوند ؟چرا خانواده معظم شهدا را افرادی التقاطی معرفی کرده و در یک دست آنان تسبیح و در یک دست آنان ابزار موسیقی قرار می دهیم ؟چرا عینک بد بینی و نگاه منفی خود را آنقدر تسری می دهیم که جلوه های ملکوتی و منحصر به فرد دفاع مقدس را تحت الشعاع ذهنیت خود قرار داده و در حق جبهه و جبهه ای ها جفا می کنیم ؟چرا خدای ناکرده حاضر می شویم  اعتقادات ، ارزشها و ارمان ها ی خود را به خاطر" گیشه " و" خنده چوب حراج بزنیم ؟راستی جابگاه زین الدین ها ، باکری ها ، حاج همت ها و سایر سرداران دفاع مقدس در کجای این فیلم است ؟آیا جای عشق به خدا ، امام ، دلهای کربلایی ، امام حسین ، ابوالفضل ، حضرت زهرا ، پیشانی بندها ، نماز جماعت های باحال ، نماز شب ها و راز و نیازها ی سحرگاهی ، دعاها و زیارت عاشوراها که انسان را از فرش به عرش می برد در فیلم خالی نیست ؟

چه اصراری هست همه فیلم را خرج آدم های لات و بی سر وپا کنیم و  و جبهه را متشکل ازمظاهرفساد جامعه ( لوطی ، قماریاز ، معتاد ، هوس ران و دزد و...) معرفی کنیم و آنگاه برای انکه در آخر فیلم پیامی داشته باشیم یکی دو نفر از آنها را قهرمان نشان داده و در مقابل ، شخصیت های مثبت فیلم را ریا کار ، فریب کار ،  عقب مانده و وامانده نشان دهیم

کمی بیندیشیم ، دل چه کسانی را می شکنیم تا دل چه افرادی را به دست بیاوریم ؟ آن هم به چه قیمتی و به چه بهانه ای ؟ امروز مردم دنیا جبهه را ازفیلم آقای ده نمکی خواهند شناخت همچانکه جامعه اسلامی تحت امر ولی فقیه را از فیلم " فقر و فحشای " او شناختند و البته که آنان استقبال خواهند کرد چرا که ما خواسته و نا خواسته حرف دل آنهارا میزنیم و آب به آسیاب دشمن می ریزیم /.دشمنان اسلام و انقلاب از نداشته های خود صدها فیلم وسریال می سازند و ما به داشته های خود پشت می کنیم . داشته هایی که روزگاری در" شلمچه " و جبهه از آن دم می زدیم .

آقامسعود ،  خودت هم خوب می دانی جنگ تمام نشده  بلکه اسلحه عوض شده . ما حق نداریم این اسلحه را به طرف نیروهای خودی نشانه بگیریم . مگر نمی بینی دشمن محاصره مان کرده است . مگر نمی بینی مولا تنهاست ؟ مگر نمی بینی حرف های آقا فقط و فقط در حد شعار تحویل گرفته می شود ؟ به حرمت امامی که به او عشق می ورزی ، شهدایی که داغشان را بر دل داری و به خاطر دلخوشی سند های زنده دفاع مقدس( جانبازان عزیز ) و به سوز دل " سید علی " با جبهه و جبهه ای ها مهربان تر باش . 

داش مجید و ،ای  ول 

مقاله دوم :

از روایت فتح تا اخراجی ها

یادداشت قبلی که راجع به فیلم اخراجی ها داشتم ( آقا مسعود از تو بعید بود ) با برخوردهای متفاوتی مواجه شد . برخی موافق، برخی مخالف و بعضی از دوستان هم تا دیدند نویسنده آخونده ،لطف شون رو شامل حالم کرده و به جای حرف حساب شروع کردند به متلک گفتن . خوب ما اخوندها به این وضعیت عادت داریم . یعنی همه جورش رو دیدیم و می بینیم و از این بابت نه تنها دلگیر نمی شیم که شاید ته دلمون کمی هم .... چرا که به قول شاعر :    

اگر با دیگرانش بود میلی           چرا جام مرا بشکست لیلی

برم سر اصل موضوع . داشتم بحث اخراجی ها رو فراموش می کردم که جایی دیدم شبکه ماهواره ای طنین که ماهیت ضد انقلابی و ضد ارزشی ان بر هیچکس پو شیده نیست با افتخار تمام مسئولیت پخش و توزیع فیلم آقا مسعود رو به عهده گرفته . خوب مبارک باشه انشا ء الله ، بالاخره یه جورایی باید رفاقت رو برقرار کرد دیگه . مهم نیست طرف کیه و چیه . مهم اکران  خوب فیلمه .  خوشایند مردمه .لابد استقبال مردم و کف و سوت اونا دلیلی بر مشروعیت و ارزشی بودن یه کاره ،  رزمنده دیروز و حزب اللهی داغ و متعصب ما  هم پا به پای فیلمش اون طرف مرز ها با کف و سوت مردم حال میکنه و حسابی از این که اینقدر تحویلش میگیرن خوشحاله و در پوست خودش نمی گنچه .اگر هم به اخراجی های 2 در داخل کشور اجازه اکران نمی دن ،غصه نداره .پس فکر میکنی دوستان ما در کشو.رهای دیگر که تا به حال به خون ما تشنه بودند چکاره هستند .اخراجی ها که مثل روایت فتح نیست که همه اش صحبت از بزم  عارفانه ،رقص خون وپروازدر ملکوت وحال و هوای یه مشت بچه های اسمانی داشته باشد . الان وضع عوض شده باید جبهه رو امروزی تعریف کنیم . جوری اون رو نشون بدیم که یه موقع کسی فکر نکنه یه بچه 13 ساله میتونه با حضور در دانشگاه جبهه به مدال پر افتخار رهبری برسه ،اون هم رهبری که کسی مثل امام راحل اولین نفری باشد که با او بیعت میکنه . اصلا بی خیال شب های عاشورایی عملیات ، بی خیال رقابت برای شهادت فی سبیل الله ،بی خیال چفیه ها و پیشانی بندهای بهشتی ، بی خیال اینکه در سنگرها مینوشتند: اینجا رسمه برای نماز شب بیدار میشیم هر کس ناراحته اینجا نخوابه ، کی گفته بچه های دوکوهه هر کدام برای خودشون قبری کنده بودند و نیمه شب به بعد داخل قبرها میرفتند و برای خودشون حال می کردند . تو خیلی از سنگرها اجازه غیبت کردن و پشت سر این و اون حرف زدن رو به هیچکس نمی دادند .نماز های با حال ، زیارت عاشورا و دعای کمیل و ندبه و حلقه های انس و......اینها دیگه الان مشتری نداره. کی گفته جبهه ما مدیون بچه های با غیرت مسجدیه ؟ کی گفته فضای غالب جبهه معنویت بود ؟ کی گفته بچه ها جهاد اکبر و اصغر رو با هم تجربه میکردند ؟ و کی گفته عشق به خدا و ائمه و امام حسین و حضرت زهرا بود که ما رو پیروز کرد والا از نظر نیر و مهمات و ادوات و سلاح ،دشمن صدها بربر ما بود . اصلا بود که بود . الان و چه به این حرف ها . الان اونچه که مهمه اینه  تو سایت ها و ماهواره ها و روزنامه ها ، همه و همه بدونن که ما عوض شدیم . همه اش که نباید جبهه را با عینک شهید آوینی و روایت فتح دید . از این به بعد ما میگیم جبهه چی بود و  چی نبود  .  هرکس هم که انتقادی بکنه و نقدی بزنه سریع متهمش می کنیم و انگ بهش می زنیم ومیگیم اینا متعصب هستند . اینا جامعه رو درک نمی کنند و.....
 راستی دوستان، چقدر دلم برای شهید اوینی گرفته ، باید یه دور دیگه روایت فتحش رو ببینم .



مسعود صفی یاری ::: یکشنبه 87/4/30::: ساعت 9:7 عصر نظرات دیگران: نظر