رابطه فرهنگ و تولید ملی به ابتکار و درایت مقام معظم رهبری با عنوان تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی نامگذاری و آغاز شده است.
صرف نظر از پیش زمینه های اقتصادی و ضروریات انکارناپذیر توجه تام و کامل به این شعار و تحقق حداکثری اهداف و ایده های مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در عرصه های اقتصادی به خصوص با توجه به هجمه اقتصادی دشمنان و لزوم حفظ و حراست از سرمایه ها و گسترش و هدایت تولیدات داخلی به سمت و سوی کیفیت و رضایتمندی مشتری باید تدبیری اندیشید همه بخش های جامعه و عرصه های مختلف مدیریتی نظام خود را در تحقق آرمان های نظام اسلامی در سال 1391 مسئول بدانند.
توضیحا اینکه نظام جمهوری اسلامی ایران نظامی مبتنی بر مطالبات دینی و برخوردار از هویت فرهنگی است و در تمامی شئونات نظام باید توجه به پیوست فرهنگی به عنوان یک اصل مهم و دارای اولویت مد نظر قرار بگیرد.
در غیر اینصورت هر چند در بخش هایی مانند صنعت، اقتصاد، تجارت و حتی هنر پیشرفت هایی ظاهری حاصل می شود اما به دلیل فاصله با مبانی فرهنگی نظام از آرمان های اصلی وهویت کلیدی نظام دور شده و نهایتا با بدترین آسیب ها و شکننده ترین آفت ها مواجه خواهیم شد.
لذا توجه به پیوست فرهنگی در مقوله های مختلف امری اجتناب ناپذیر است به عبارت دیگر رابطه تولید صنعتی و اقتصادی با فرهنگ رابطه ای متقابل است. یعنی نوع فرهنگ حاکم بر جامعه بر نوع تولید ات و بالعکس نوع تولیدات در شکل گیری فرهنگی جامعه تاثیر مستقیم دارد.
به عنوان مثال در تولید مبلمان و مصالح ساختمان، لوازم تزئینی، حمل و نقل، اسباب بازی، فیلم و کارتون، البسه و پوشش و دهها نمونه دیگر، اگر نگاه سالم فرهنگی بر مبنای آموزه های قرآنی و قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی حاکم شده و محصولات منطبق بر آداب و ضوابط اسلامی و اخلاقی باشد بالطبع در فرهنگ سازی صحیح و اخلاقمداری جامعه نقش موثری خواهد داشت ولی اگر پیوست فرهنگی و اخلاق در تولیدات مورد غفلت قرار گیرد تمامی این تولیدات در خدمت فرهنگ غربی و مغایر با اهداف و آرمانهای اسلام و نظام اسلامی قرار گرفته ،فرهنگ عمومی را بر اساس مبانی غیراخلاقی شکل گرفته و ذائقه مردم از فرهنگ اخلاقمداری به فرهنگ مبتذل و مادی سوق داده خواهد شد.
بنابراین استقلال فرهنگی و استقلال تولیدی و اقتصادی لازم و ملزوم و مکمل همدیگر بوده و باید توامان مورد توجه قرار گیرد.
مراقبات نوروزی
1- مراقب زبان خود باشیم
در تعطیلات نوروز که دید و بازدیدها و میهمانی رفتن ها به اوج خود می رسد مراقب زبان خود باشیم علمای اخلاق بیش از 25 گناه کبیره برای زبان برشمرده اند و به تعبیر یکی از علمای اخلاق اگر انسان از ناحیه زبان جهنمی نشود امیدی برای سعادتش وجود دارد . قرآن کریم توصیه اکید می کند که انسان در درجه اول خود ار بیان سخنان لغو و بیهوده پرهیز کند و از سوی دیگر اینگونه سخنان را نشنود . بیاییم از این نعمت بی بدیل الهی برای کارهای خیر و بیان مطالبی که مطمئنیم که رضای خدا در آن در نظر گرفته شده است استفاده کنیم .
2- مراقب چشم خود باشیم
چشم ، نعمت بزرگ و هدیه بی بدیل الهی است که شکرانه آن با بکار گیری این نعمت در مسیر رضای خداوند بزرگ است . مراقب باشیم دید و بازدیدها و معاشرت های نوروزی تبدیل جلسات لهو و اختلاط محرم و نامحرم نشده و زمینه برای چشم چرانی های شیطانی و نگاههای هرزه فراهم نگردد . قرآن کریم در سوره مبارکه نور به مردان و زنان مؤمن دستور می دهد مراقب چشم خود بوده و آن را از نگاه نامحرم فرو گیرند . یادمان باشد امام صادق « ع » می فرماید نگاه حرام تیری از تیرهای شیطان است و چه بسا یک نگاه حرام حسرت طولانی و شهوت غیر قابل کنترلی را به ارمغان می اورد .
3- مراقب تغذیه و خوراکی ها باشیم
همچنانکه تغذیه نامناسب و غیر استاندارد ضررهای جسمی فراوانی دارد ، تغذیه و خوراکی های غیر مشروع نیز آثار و تبعات وحشتناکی در پی دارد . تأکید آیات و روایات بر این است که تغذیه و لقمه اثر مستقیمی به سعادت و شقاوت خود انسان و حتی نسل او دارد . حتی در روایتی از پیامبر اعظم « ص » آمده است اگر از مشروع و حلال بودن لقمه مطمئن نیستی آن را از دهانت بیرون بریز .
ضمن اینکه از پرخوری و شکم بارگی هم شدیداً نهی شده است در روایتی از رسول خدا « ص » می خوانیم هیچ چیزی نزد خدا مغبوض تر از شکم پر نیست .
4- مراقب گوش خود باشیم
بسیاری از گناهان مانند غیبت ، تهمت ، دروغ ، موسیقی های حرام و ... از طریق گوش در دل و جان آدم رسوخ می کند و آن را آلوده می کند . همچنانکه مراقبت گوش از آلودگی های صوتی و عفونی ظاهری پسندیده است . مراقبت آن از آلودگی های معنوی بسیار پسندیده و ضروری است .
5- مراقب دوستان همنشینان خود باشیم
همنشینی و دوست تأثیر بسزایی در شکل گیری شخصیت انسان و خوشبختی و یا بدبختی او در دنیا و آخرت دارد . در مضامین اسلامی و همچنین سخن بزرگان تأکید زیادی به حساسیت و گزینش نسبت به انتخاب دوست و همنشین وجود دارد . چه بسا یک لحظه همنشینی با انسان ناباب سرنوشت انسان را تغییر داد . و او را به بی راهه ابدی بکشاند و بر عکس لحظه ای معاشرت با انسان مؤمن و معتقد سعادت دنیاو آخرت را برای فرد به ارمغان بیاورد .
قرآن کریم با حساسیت تمام این موضوع را دنبال نمود و هشدارهای لازم در این خصوص را ارائه نموده است . سوره مبارکه مدثر یکی از علت های جهنمی شدن انسان را همنشینی او با انسان های بد سرشت بیان فرموده و سوره فرقان سرنوشت انسان ظالم را چنین ترسیم نموده است . در روز قیامت انسانی که به خود ظلم نموده و عمر و سرمایه خود را تباه نموده است دستانش را گاز گرفته و می گوید : ای کاش با فلانی طرح رفاقت نمی ریختم ، چرا که مرا از مسیر حق و حقیقت منحرف نمود .
از این رو امام سجاد « ع » توصیه می فرماید : همواره با کسانی معاشرت کنید که اهل دین و معارف دینی باشند .
6- مراقب نماز باشیم
نماز هدیه خدا به انسان و نردبان تعالی و معراج انسان و ستون اصلی خیمه دین است . در هیاهوی دید و بازدید ها ، مهمانی ها ، شب نشینی ها و سرگرمی های نوروز باید مراقب بود که لطمه ای به جایگاه و حرمت این واجب کلیدی الهی نخورد .
آن ها که اهل اقامه نماز نیستند بحث جدایی دارند اما کسانی که اهل نماز هستند توجه داشته باشند که سبک شمردن آن و بی اعتنایی به نماز عقوبت الهی دارد و موجب غضب و سخط الهی شده و انسان را از دایره ایمان خارج می کند .
در روایتی از امام صادق « ع » آمده است وقتی بنده ای از نمازش کم بگذرد و نسبت به آن سهل انگاری کند ، خداوند به ملائکه اش خطاب می کند ، رهایش کنید ، گویا او غیر مرا یافته و حاجات ونیازهایش را از غیر من می خواهد . چنانچه در روایتی از امام صادق « ع » می خوانیم « کسی که نمازش را سبک بشمارد از ما نیست » .
7- مراقب ایام فاطمیه باشیم
نوروز امسال با یاد و نام حضرت زهرا « س » شروع می شود در نیمه دوم فروردین ایام فاطمیه و شهادت حضرت زهرا « س » به روایت اول را در پیش رو داریم و اوائل اردیبهشت ماه ، فاطمیه دوم و دهه سوم اردیبهشت سالروز ولادت باسعادت حضرت زهرا « س » را شاهد خواهیم بود . با این حساب سال 1391 سال حضرت زهرا « س » است . پس خوب است در دید و بازدیهای نوروزی فرهنگ فاطمی بخصوص عفت و حجاب فاطمی مد نظر بیشتر قرار گرفته و مردم ولایتمدار و اهل بیتی ایران زمین ارادات خود به اهل بیت پیامبر « ص » را بیش از پیش به نمایش بگذارند .
8- مراقب فرزندان خود باشیم
توصیه های بهداشتی و مراقبت از سلامتی فرزندان بسیار مهم است بعد دیگر قضیه مراقبات تربیتی و معنوی از فرزندان و توجه به ابعاد روحی و روانی آنان است که بحث بسیار دامنه دار و وسیعی است . اما به همین مقدار بسنده می شود که در روایات از سویی بر محبت صادقانه به فرزندان و از سویی توجه به تربیت دینی آنان مورد تأکید قرار گرفته است . چنانچه پیامبر اعظم « ص » می فرماید فرزندانتان را تکریم کنید و آنان را با ادب و تربیت نیکو بیارایید . نکته مهم دیگری که از لحاظ روان شناسی بسیار مهم است اعتدال در نگاه فرزندان بخصوص در بین جمع و منظر اجتماع است که در روایتی مورد عنایت قرار گرفته و به نقل از پیامبر اعظم « ص » آمده است بین فرزندان با عدالت و اعتدال رفتار کنید و از نگاه ، رفتار و گفتار تبعیض آمیز بین آنان دوری کنید . این مهم بخصوص در ایام نوروز که دید و بازدید ها و معاشرت ها به حداکثر می رسد و توجه به شخصیت و شرافت فرزندان ضروری تر است بسیار باید ملاحظه گردد .
9- مراقب خود باشیم
سرپرست خانواده ، رییس خانواده و الگوی تمام عیار همسر و فرزندان در حوزه های مادی و معنوی است اگر پدر خانواده از لحاظ مراعات مقررات و ضوابط و یا اصول اخلاقی و شرعی سهل انگاری نماید این معضل به درون خانواده و سطح همسر و فرزندان نیز سرایت می کنند . لذا قرآن کریم برای استقرار نظام معنوی در خانواده و جامعه دستور « علیکم بانفسکم » را صادر می کند . یعنی ابتدا خود را با آرایش دینی و معنوی مزین کنید سپس به خانواده و جامعه بپردازید . نگاه کوچک ترها به بزرگ ترها است و این وظیفه بزرگ ترها است که با توجه و تنفیذ به آداب و احکام دینی خانواده و جامعه ای نمونه و اخلاقی را پایه گذاری نمایند .
10-مراقب خانواده خود باشیم
طبق حکم قرآن کریم مرد رییس خانه و خانواده است و همچنانکه مسئولیت پرداخت نفقه و تأمین معیشت آنان را بعهده دارد مسئولیت تربیت معنوی و دینمدار کردن خانواده با اوست .
قرآن کریم درآیه ای این وظیفه را به صورت بسیار صریح و البته مؤکد بیان می کند در این شریفه مرد به عنوان رییس خانواده مؤظف می شود خودش را و خانواده اش را از افتادن در آتش جهنم نگهدارد و پیش زمینه های گناه و معصیت را از زندگی خود و خانواده رفع کند .
11-مراقب تفریحات خود باشیم
اسلام دین خشن و سخت گیری نیست بلکه آیات و روایات ، موارد متعددی به چشم می خورد که نشان از ظرافت ، آسانی و توجه به غرائض و اقتضائات انسانی دارد . اما نکته اینجاست که مسیر و وسیله نشاط و تفریح نباید با روح عبودیت و تقوا در تضاد باشد . انسان عبدالله است و تفریح و نشاط او هم باید منطبق به آموزه های دینی او باشد در غیر این صورت تفریح و شادی وبال انسان شده و در جهان آخرت دردسر ساز و مایه خذلان می شود .
بنابر این در ایام نوروز که بیشترین بستر برای تفریح و شادمانی آماده است مراقب باشیم در دامن گناه و معصیت نیفتیم چرا که خداوند بزرگ در قرآن کریم تفریح ناسالم را موجب نزول عذاب و هلاکت عنوان فرموده است چنانکه در قرآن کریم می خوانیم ، هنگامی که هلاکت قومی را اراده کردیم آنان را در سرگرمی ها و تفریحات ناسالم و غیر مشروع گرفتار ساختیم .
توجه داشته باشیم که گناه جدید موجب بلای جدید است . امام رضا « ع » می فرماید ، هرگاه مردم گناهانی را مرتکب شوند که تاکنون سابقه نداشته است خداوند هم بلاهای ناشناخته و شگفت انگیز جدیدی را برآن نازل می فرماید .عید نوروز در صورتی مبارک است که منجر به گناه و معصیت نشود به تعبیر امام علی « ع » هرروزی که در آن گناه نباشد آن روز عید است . بدانیم شاه کلید مبارکی عید و هم روزها تقوی و خدا محوری است . چنانچه در قرآن کریم آمده است اگر مردم مؤمن بوده و تقوا پیشه کنند البته تمام برکات آسمان و زمین را به روی آنان می گشاییم و زمین و آسمان را برایشان مبارک می سازد
احساس عجیبی داشتم ، در پوست خودم نمی گنجیدم ،پای تلویزیون نشسته بودم و شش دانگ حواسم به خطبه ها بود .خطبه هایی سراسر شور و نشاط ،سراسر صلابت و بصیرت ،آقا سخن می گفت مثل همیشه محکم و استوار ،مثل جدش رسول الله (ص) ،مثل مولایش علی(ع) ، مثل مقتدایش روح الله (ره) .
چنان از موضع قدرت سخن می گفت که دوست و دشمن را مات و مبهوت می کرد .سخنی از سر ایمان ،سخنی از سر خلوص ،و سخنی از سر توکل و امید . در احادیث خوانده بودم که " المومن کالجبل الراسخ " اما این بار دیدم . سیدی با قامتی استوار ،صدایی رسا ،دلی مطمئن و پشتوانه ای الهی ،قدرت ایمان و معنویت را به رخ اربابان زر و زور و تزویر و همه ناباوران، کج فهمان ، معاندان و سست عنصران کشید .
او یک بار دیگر به همه هشدار داد که "گول لبخند فریبکارانه دشمن را نخورند "و در اوج عربده کشی دشمنان تا دندان مسلح با صلابت تمام اعلام کرد که "غده حقیقتا سرطانی اسراییل باید از بین برود .و با شجاعتی علی وار گفت:"ما هر جا دخالت کنیم صریحا میگوییم همچنانکه به علت ضدیت با غده سرطانی رژیم صهیونیستی در دو جنگ پیرزومند 33 روزه و 22 روزه دخالت کردیم و از این پس نیز هرجا هر ملتی یا گروهی با رژیم صهیونیستی مبارزه و مقابله کند ما به او کمک میکنیم و هیچ ابایی هم از گفتن این مسئله نداریم."

وقتی رهبر هوشمند وفرزانه در خصوص تحریم های پر سر و صدای غربی ها و اروپایی ها آن تحلیل محکم و منطقی را ارائه داد به خود از داشتن چنین رهبری بالیدم و از ته دل برایش دعا کردم . او گفت "اگرآنها ما را تحریم نظامی نمیکردند و نیروگاه بوشهر را میساختند و درهای علم را بر روی ما نمیبستند، امروز این پیشرفتهای عجیب نظامی و علمی را نداشتیم، در غنی سازی دارای این موقعیت ممتاز نبودیم و در پزشکی و هوا فضا به این حد از موقعیت نمیرسیدیم، بنابر این تحریم از زاویه تکیه نظام و ملت به استعداد و ظرفیتهای بیپایان جوانان ایران به نفع ما بود و باعث شد این چشمههای جوشان هر روز شکوفاتر شوند" و ادامه داد: بگفته غربیها هدف اصلی تحریم ملت ایران عقب نشینی این ملت از مواضع هستهای است و چون این نظام و این مردم از دستاوردهای پرافتخار هستهای خود عقب نشینی نمیکنند بنابراین این تحریم در نهایت موجب شکسته شدن هیبت تهدیدهای غرب در چشم ملتهای منطقه و جهان میشود و عزت و قدرت ملت ایران را در افکار عمومی جهان بیشتر میکند، بنابراین تحریم از این جهت هم به نفع ماست. و نهایتا جمله ای را مطرح کرد که به یاد شعار زمان جنگ افتادم که " موشک جواب موشک. آقا فرمود :آمریکاییها بدانند و البته میدانند که جمهوری اسلامی در مقابل تهدید به جنگ و تهدید به تحریم نفتی، تهدیدهایی دارد که وقتی لازم باشد انشاالله اعمال خواهد شد.
آری: به واقع آقا مصداق کامل این روایت است که : "المومن کالجبل الراسخ لا تحرکه العواصف " مومن همچون کوه استواری است که هیچ تند بادی او را نمی لرزاند ... آقای ما مثل کوه استوار است و مثل دریا خروشان و به تعبیر حضرت امام (ره) همچون خورشیدی در میان دوستان نورافشان . این رباعی را که اخوی در وصف خطبه های بیاد ماندنی و غرور انگیز رهبری در نماز جمعه چهاردهم بهمن 90 سروده است تقدیمش می کنم :
امروز صلابتت جهان را لرزاند
فریاد شهامتت جهان را لرزاند
فرزند علی هستی و امروز همه
دیدند شجاعتت جهان را لرزاند
اسلام منادی وحدت و پیامبر رحمت(ص) محور انسجام و همدلی بین نه تنها مسلمانان که تمامی انسانها است پیامبر(ص)رحمت للعالمین است و پیام آور مهر و مودت و آیات نورانی قرآن کریم که به عنوان بزرگ ترین معجزه از سوی خدا بر پیامبرش نازل شد قانون اساسی و منشور جهانی و ابدی اعتصام بحبل الله و پرهیز از تفرق و جدایی است و پیامبر(ص) و اهل بیت مطهرش با تکیه بر آموزههای قرآنی و برخورداری از مکارم اخلاقی تمام همت و تلاش خویش را برای تشکیل امت واحده و یکپارچگی امت اسلامی بکاربردند که در این میان نقش امام صادق(ع) در تحقق این آرمان الهی بی بدیل و بسیار موثر است.
در عصر حاضر نیز امام خمینی(ره) به عنوان شاگرد مکتب رسولالله(ص) و امام صادق(ع) با بنیان نهادن انقلاب عظیم و جهانی که در 22 بهمن سال 57 به ثمر نشست باردیگر پرچم وحدت مسلمین و تقریب مذاهب را برافراشته کرد و جهان اسلام را به وحدت و همدلی حول قرآن، سنت و عترت فراخواند قیام روح الله که استمرار انقلاب اسلامی رسول الله(ص) و زمینه ساز ظهور بقیه الله است آنچنان توفنده و کوبنده پیش رفت که نه تنها دودمان ظلم و ستم پادشاهی در ایران را به هم ریخت که زمینه ساز بیداری جهان اسلامی را فراهم کرد.
امروز پس از 33 سال از پیروزی انقلاب اسلامی شکوهمند اسلامی بارقههای امید و نشانههای تجدید حیات اسلام و بازگشت مسلمین به عظمت و شکوه گذشته بسیار روشن و هویدا شده است.
امروز به برکت انقلاب شکوهمند اسلامی و فجر نورانی انقلاب مسلمانان جهان توطئههای تفرقهافکنانه دشمن را شناخته و به نیات پلید آنان در ایجاد شکاف و جدایی در صفوف مسلمانان و بهرهگیری خود از این شکاف پی بردهاند.
مقام معظم رهبری(مدظلهالعالی) به عنوان سکاندار هوشمند کشتی اسلام در میان دریای متلاطم و طوفانهای سهمگین کفر و نفاق همچنان سرافراز و سربلند هدایت امت اسلام را بردوش دارد و تا تحقق کامل اهداف متعالی اسلام و آرمانهای انقلاب اسلامی جهانی پیش میرود تا انشالله پرچم انقلاب اسلامی به دست صاحب اصلی آن یعنی بقیه الله الاعظم حجت ابن الحسن(عج) سپرده شود و در این میان همه مسلمانان تکلیف دارند تمام همت و تلاش خود را مصروف این مهم بگردانند و با بصیرت تمام و معرفت همه جانبه ضمن حفظ وحدت وهمدلی توطئههای دشمن را خنثی وشر آنان را به خودشان بازگردانند.
پرونده سفید و بدون عمل مخلصین!
ذوالجلال و الاکرام وقتی سر عظمایش یعنی اخلاص را به بندگان خاص می دهد، این سر بین خودش و آن بندگان خاصش از همه جهات باقی می ماند. طوری که فرمودند: ذوالجلال والاکرام از حال اخلاص آنها به وجد می آید، آن گونه که آنها را برای خود برمی گزیند و حتی پرونده اعمالشان را هم خود می داند و خود. هیچ ملکی از پرونده خاصان حضرت حق، یعنی مخلصین ( به فتح لام )عالم باخبر نمی شود. طوری که حسب روایت، پرونده آنها فردای قیامت، صورت سفیدی دارد.
در باب عشق و عشق بازی بین حضرت حق، ذوالجلال والاکرام و بندگان خاصش، آن قدر سر است که خود این عشق بازی هم سر است. هیچ کس از محتوای جریان حب بندگان به خدا و حب پروردگار عالم به بندگان خاصش یعنی مخلصین عالم خبر ندارد.
حضرت امام جعفر صادق(ع) به مفضل بن صالح می فرمایند: «ان لله عباداً عاملوه بخالص من سره فعاملهم بخالص من بره فهم الذین تمر صحفهم یوم القیامه فرغاً و اذا وقفوا بین یدیه تعالی ملأها من سر ما أسروا الیه»(1) مفضل بن صالح می گوید: «فقلت یا مولای و لم ذلک» و حضرت در جوابش می فرمایند: «فقال أجلهم أن تطلع الحفظه علی ما بینه و بینهم». این یکی از روایات بسیار شیرین و عجیب است که علت عشق پروردگار عالم به بندگان خاص خودش را بیان می فرماید، سری که حضرت صادق(ع) تبیین می فرمایند و به قدری زیباست که به تعبیر سلطان العارفین، سلطان آبادی بزرگ (اعلی الله مقامه الشریف) می فرمایند: جز عشق بازی بین بندگان خاص خدا و حضرتش چیز دیگری نیست.
می فرمایند: «ان لله عبادا» برای خدا بندگانی است که فقط و فقط خالصانه با حضرت حق برخورد می کنند. عملشان و معامله شان با پروردگار عالم فقط خالصانه است «عاملوه بخالص من سره» آن قدر خالص و عالی که فقط خدای متعال می داند. «عاملوه بخالص من سره»، «من سره» یعنی فقط وفقط خدا می داند؛ چون روایتی را خواندیم که پیامبر(ص) فرمودند: اخلاص، سری از اسرار حضرت حق است که پروردگار عالم فقط به بندگانی مرحمت می کند که آنها برای خودش هستند.
اینها که این گونه خالصانه عمل می کنند که جز حضرت حق کسی از عمل آنها خبر ندارد، آن قدر به پروردگار عالم عشق می ورزند که آیت الله بهاری همدانی (اعلی الله مقامه الشریف) ذیل این مبانی اخلاص، در تعبیر زیبایی بیان فرمودند: آن قدر به پروردگار عالم عشق می ورزند که دوست ندارند عملشان را غیر از حضرت حق کسی بداند.
آنها آنقدر به ذوالجلال والاکرام عشق می ورزند که حتی به جایی می رسد با این که ملک می نویسد، ملک هم دیگر مطلع نیست. به قول آن مرد عظیم الشأن و الهی، ملامحسن فیض کاشانی دیگر دوست ندارند حتی ملک از اعمال خالص آنها باخبر باشد؛ یعنی احساس می کنند وجود ملک بین خودشان و حضرت حق حائل است. آنها حتی حائل نمی خواهند. آنقدر در اخلاص پیش می روند که نه تنها دوست ندارند هیچ بنده ای از بندگان خدا از اعمال آنها باخبر باشد، حتی دوست ندارند ملکان مقرب حضرت حق از اعمال آنها باخبر باشند- خیلی حرف عجیبی است- دلیل این است که پروردگار عالم به واسطه سری که به آنها داده (یعنی اخلاص)، آنها هم سر نگهدارند و به جایی می رسند که پروردگار عالم هم اجر و مزد خالص می دهد؛ یعنی مقابله به مثل می شود، اینها خالص عمل می کنند، خدا هم خالصانه مرحمت می کند «فعاملهم یخالص من بره» خدا هم آنچنان نیکو و زیبا خالصانه با آنها برخورد می کند که فردای قیامت که نامه های اعمال و پرونده ها را به دست افراد می دهند و معمولاً پرونده ها پر از خوبی ها و بدی ها است «فمن یعمل مثقال ذره خیراً یره و من یعمل مثقال ذره شراً یره» (زلزال/8)، پرونده این ها سفید سفید است، خالی است «یوم القیامه فرغا» چیزی در آن نیست، گویا فارغ شده از هیچ است، خبری در آن نیست.
منتها موقعی که در محضر ذوالجلال و الاکرام می ایستند، «و اذا وقفوا بین یدیه تعالی ملأها من سر ما أسروا الیه» آنها را از رازی که با وی در میان گذاشته اند، پر می کند. نکته بسیار عجیب این است که نمی فرماید: «ملأها من اعمال بریه یا من اعمال صالح» بلکه می فرماید: «ملأها من سر ما أسروا الیه».
سر مخلصین چیست؟
سر چیست؟ اتفاقاً یک معنای سر این است که سر بماند. اگر بنا بود سر افشا شود که دیگر سر نبود، اما یک شمه اش این است که بیان می کنند؛ یعنی وقتی آنها در مقابل خدا می ایستند، دیگران خبر ندارند پروردگار عالم چه غوغایی در پرونده آنها انجام می دهد. آن قدر که خود حضرت حق از خوبی ها، نه از بهشت، نه از جنات و نه از رضوان، به آنها مرحمت می کند. همان که شمه ای از آن را در قرآن کریم و مجید الهی اش فرمود: «یا أیتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی» (فجر/03) ای نفس مطمئنه- که یقیناً مخلصین عالم جزء آنها هستند- «ارجعی»؛ تو فقط مال من هستی، به من رجوع کن، به آن پروردگار و پرورش دهنده، تو که از تو راضی است و تو هم از او راضی هستی، پس در بندگان خاص خودم یعنی همین مخلصین عالم داخل شو.
نمی فرمایند: «وادخل الی الجنات»، جنات و رضوان در قرآن تکرار شده است، اما جنتی یک بار است. صورت ظاهر این است که در جنتی دیگر از طعام های آن چنانی و از انهار خبری نیست، آنچه که هست خودش است و بنده اش.
بندگان خالص خدا فردا متعلق به خود خدایند. گرچه پروردگار عالم متعلق به همه است و خالق همه اشیاء است، اما تو گویی فردای قیامت بندگان خالص متعلق به خدایند و خدا هم متعلق آنهاست.
لذا عنوان می کند پرونده آنها در روز قیامت «فرغاً! خالی است، اما همین که در محضر ذوالجلال والاکرام قرار می گیرند- نمی فرماید: «واذا وقفوا بین یدی الملائکه» بلکه می فرماید: «واذا وقفوا بین یدیه تعالی»؛ یعنی بازخلوت بین خودشان و خدای خودشان است- آنجاست که پروردگار عالم آن را از سر پر می کنم «من سر ما اسروا الیه».
این سر چیست؟ همین قدر که آنها برای خدا هستند و خدا برای آنها. پروردگار عالم آن رازی را که با وی در میان گذاشتند، برای آنها پر می کند.
شأن و منزلت مخلصین
مفضل بن صالح می گوید: سؤال کردم مولای من! این چیست؟ چرا چنین می شود؟ شاید به این معناست که چرا نامه های اعمالشان سفید و خالی است و بعد ذوالجلال و الاکرام این سر را به آنها مرحمت می کند؟ حضرت چه زیبا پاسخ می دهند. اگر کسی بالجد بداند اخلاص یعنی چه، آن وقت معنای فرمایش حضرت را می فهمد، حضرت فرمودند: «أجلهم أن تطلع الحفظه علی من بینه و بینهم» خدا شأن اینها را اجل و برتر از این می داند که آن ملائکه ای که مقرب خدا هستند، فرشتگان نگهبان حضرت حق از جریان آنها و از رابطه مابین خودش و بندگان خالص خودش مطلع شوند.
این یعنی همان عشق بازی! حضرت حق، ذوالجلال والاکرام دوست ندارد حتی آنها از رابطه بین خودش و بندگان خالص خودش «علی ما بینه و بینهم» آگاه شوند.
بعضی از بزرگان و عرفا مثل آیت الله العظمی شاه آبادی (رض) تعبیری را از باب قریب به ذهن شدن بیان کرده اند. می فرمایند: معلوم می شود که خود پروردگار عالم هم به این بندگان خالص خودش آن قدر عشق می ورزد که حتی دوست ندارد کسی آنها را بشناسد. آنها می خواهند مخفی بمانند، خدا هم می خواهد آنها مخفی بمانند، این عشق دوطرفه، طوری است که گویی پروردگار عالم حسادت می کند که دیگران بفهمند بین او و خالصین عالم چه می گذرد.
چقدر اخلاص، عجیب است!
اگر انسان بفهمد که به واسطه مقام اخلاص تا جایی می رود که حتی ملک نباید از عشق بازی بین او و پروردگار عالم مطلع باشد، دیگر کجا دوست دارد دیگران عملش را بفهمند؟! دیگر کجا دوست دارد- نعوذبالله، نستجیربالله- ولو به لحظه ای ریا کند؛ چون او که فهمید اخلاص یعنی چه، مگر می تواند این درگرانبها و این سر عظمی، یعنی اخلاص را از دست بدهد؟! این سری که معلوم نیست پرونده را چه می کند. کاری می کند که از همه اعمال خوب و بدخالی، اما از سر بین خود و خدایش پرمی شود.
عجیب است آیت الله قاضی(ره)، آن موحد بزرگوار و عارف عظیم الشأن می فرمایند: استادم ملا حسینقلی همدانی را در عالم مکاشفه دیدم، عرضه داشتم: حال شما آنجا چه حالی است؟ فرمودند: تا نیایی، حال من را درک نمی کنی؛ چون بیان کردنی نیست. این سری که پروردگار عالم راجع به اخلاص قرارداده یعنی این.
پروردگار عالم، پرونده آنها را فردای قیامت خالی می کند «تمر صحفهم یوم القیامه فرغا» می بینند، هیچ چیز در پرونده نیست، سفید است! فقط مابین دستان پروردگار عالم قرار می گیرند، دیگر ملکی نیست، سؤالی نیست، خبری نیست. وقتی می ایستند «واذا وقفوا بین یدیه تعالی ملأها من سر» باز از سر پر می شود.
مفضل می پرسد: چرا این گونه است؟ می فرمایند: به خاطر اینکه شأن بندگان خالص خدا این است که پروردگار عالم نمی خواهد حتی ملکان مقرب، فرشتگان نگهبان حضرت حق، از رابطه بین خدا و مخلصین عالم باخبر شوند «اجلهم ان تطلع الحفظه علی ما بینه و بینهم».
این سر «اخلاص) چه کرده است که وقتی آن عارف بزرگ،سید علی آقا قاضی(ره) به آن مرد عظیم الشأن و عارف بزرگوار، ملا حسینقلی همدانی (اعلی الله مقامه الشریف) بیان می کنند: آقا! آنجا چه وضعی است؟ می فرمایند: باید خود بیایی؛ چون اخلاص همه اش سر است، اصلا قابل گفتن نیست.
و این را کسی نمی چشد و درک نمی کند مگر خود، مخلص باشد؛ یعنی من چه می دانم سر چیست. پیامبر(ص) فرمودند: اصلا خود اخلاص سری است از اسرار پروردگار عالم.
این لطف و محبت خداست که بین خودش و بندگان خالص خودش عشق بازی راه می اندازد تا جایی که مثل آیت الله العظمی شاه آبادی می فرمایند: کان خدا حسود است که حتی ملائکه ندانند چه بین آنها می گذرد. شأن آنها بالاست، ملک کیست؟ پرونده بندگان خالص را هم، خود خدا پر می کند و هم خود رسیدگی می کند و هم خود دعوت می کند. در حقیقت، آنها در ضیافت پروردگار عالم هستند که هیچ ملکی نباید در این ضیافت خصوصی بین بندگان خالص حضرت حق و خود ذوالجلال والاکرام راه پیدا کند.
فقط یک لقمه دنیا؟!
برای همین است که وجود مقدس حضرت امام حسن عسکری(ع) بیان می فرمایند: «لو جعلت الدنیا کلها لقمه واحده »(2) اگر کاری کنم که همه دنیا یک لقمه شود، «ولقمتها من یعبدالله خالصا» و دهان کسی بگذارم که خدا را خالص عبادت کرده است «لرایت انی مقصر فی حقه» دارم به تحقیق می بینم که در حق بنده مخلص پروردگار عالم قصور و کوتاهی شده است.
علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(ره) به نقل از سید هاشم حداد(ره) آن عارف بزرگوار فرموده بودند: نیمه شبی خصیصین دور هم جمع شده بودند، نافله می خواندیم و آقا جلو بودند، من دیدم که آیت الله قاضی آن موحد عظیم الشأن و عارف بزرگوار در نماز، دست را دائم تکان می دهند و اشاره می کنند.
بعد از نافله ها عرضه داشتم: آقا! این دست تکان دادن و این حالت در نماز چه بود؟ فرمودند: هیچ. اصرار کردم گفتم: آقا سری هم دارم اگر نفرمایید، آن وقت مجبورم آن سر را افشاء کنم. گفتند: می گویم اما تا زنده ام راضی نیستم افشا شود. در حالی که الله اکبر می گفتم می دیدم ملائکه هم الله اکبر می گویند، منتها آنها رو به قبله نبودند، رو به سمت من ایستاده بودند، به رکوع و سجده می رفتم، آنها هم رو به من به رکوع و سجده می رفتند؛ چون دوست نداشتم آن حالت عبادت بین من و خدا خراب شود، به اشاره دست گفتم: بروید. «واذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا» (بقره/ 43)
حال مخلصین عالم این گونه است. حتی دوست ندارند ملک باخبر باشد. آیا اینها از اینکه ملائکه بفهمند خوششان می آید؟! ابداً. اینها بخواهند معامله کنند و طی الارض بگیرند! ابداً. آنها این مسائل را آب نبات و شکلات می دانند، می گویند: خدایا یک موقعی با این چیزها سرما گرم نشود، ما خودت را می خواهیم.
دیگر کدام مقام بالاتر از این که انسان با حضرت حق مأنوس شود، جز او نبیند و پروردگار عالم هم جز او نبیند؟ آن قدر این مقام برتر و عالی است که می فرمایند: ملائکه هم وقتی آنها را می بینند، اینها ناراحت هستند، دوست ندارند ملائکه از سر بین آنها و پرودگار عالم باخبر شود. این قدر عشق به خدا دارند.
لذا حضرت امام عسکری می فرمایند: اگر دنیا را یک لقمه کنم و دهان بنده خالص پروردگار عالم قرار بدهم دارم به تحقیق می بینم که در حق بنده مخلص پروردگار عالم قصور شده است! این، فرمایش یک امام معصوم است.
مخلصین نه دنیا و نه اخری می بینند. پس اگر اخری نمی بینند، چه می بینند؟ آنها فقط خدا می بینند و خدا می بینند و خدا.
«فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی» اینها دنبال جنات و رضوان نیستند، «جنتی» یک بار بیشتر در قرآن نیامده، آنها دنبال آن هستند. «جنتی» آن جایگاه خلوت بین خودشان و حضرت حق است و آنها آن جایگاه خلوت را می خواهند. طالب آن هستند، نه طالب بهشت، نه طالب حوری، نه طالب انهار و...! آنها طالب خودش هستند.
معلوم است کسی که طالب اوست، خدا هم همان طور که در روایت خواندیم دوست ندارد حتی ملک بفهمد که اینها چه خبر است.
مخلصین، چراغ های هدایت
مخلصین( به فتح لام ) بندگان خالص خدا هستند و آن قدر اوج می گیرند که اصلاً در دنیا هم به واسطه اینهاست که حتی فتنه های آخر الزمان شناخته می شود. آیت الله العظمی سلطان آبادی بزرگ(ره) آینده را برای شیخ شهید، شیخ فضل الله نوری و آیت الله العظمی حائری یزدی تشریح کردند.
چون طبق فرمایش خاتم رسل، حضرت محمد مصطفی(ص) اینها چراغ های هدایت هستند. «طوبی للمخلصین اولئک مصابیح الهدی تنجلی بهم کل فتنه ظلماء»(3) به واسطه آنها فتنه های بسیار تاریک روشن می شود. آنها می فهمند و درک می کنند. بندگان خالص خداوند تا کسی را ببینند، می فهمند که او چه کاره است. آنها سیاس کیاس هستند. بندگان خالص خداوند عالمان حقیقی هستند و همه چیز باذن الله تبارک و تعالی در ید قدرت آنهاست.
البته آنها برای این مسائل کار نمی کنند. اگر برای این مسائل کار می کردند که مخلص نبودند. اما گویی قاعده این است که هر کس فقط برای خدا کار کند، پروردگار عالم هم همه چیز را در ید قدرت او قرار می دهد. او را به عنوان تجلی اسماء و صفات خودش قرار می دهد.
به واسطه مخلصین عالم که چراغ های هدایت هستند، فتنه ها شناخته می شود. چون آنها مخلص هستند، معلوم است که شیطان نمی تواند این افراد را به اغوا بکشاند. شیطانی که به عزت خداوند قسم خورده است که همه را به اغوا بکشاند: «قال فبعزتک لأغوینهم أجمعین» (ص/28). ظاهر امر هم این است که به قول بزرگان، سر قسم خودش ایستاده است، خیلی هم دوست دارد انسان را منحرف کند، حتی تا آن لحظات آخر عمر هم دست بردار نیست.
اضطراب دائمی مخلصین
فقط مخلصین عالم هستند که از یک لحظه غفلت می ترسند و لذا دائم مراقب هستند. اما مابقی احتمال دارد یک لحظه غفلت کنند. این مطلب کد بسیار مهمی است که باید به ذهن مان بسپاریم و تکرار کنیم و آن این است: هر کس ولو به لحظه ای احساس کند کسی شده است، همان لحظه، لحظه سقوط اوست. و هر چقدر بالاتر برود، اگر آن لحظه احساس منیت کند، بدتر است! اگر کسی از یک پله بیفتد، مرگی در آن نیست. از یک طبقه بیفتد، احتمال شکستگی است. اگر کسی از یک برج بزرگ بیفتد، طبیعی است که تکه تکه می شود. لذا بی دلیل نیست بزرگان، اعاظم و عرفای ما، خصیصین حضرت حق دائم در اضطراب، ناله و فغان هستند. برای اینکه مواظب هستند ولو به لحظه ای غافل نشوند که در غیر این صورت دیگر سقوط کرده اند. آنها وحشت دارند، ناراحت هستند و در اضطراب هستند که نکند این شیطان رجیم، دینمان را بگیرد! نکند ولو به لحظه ای نفس اماره حرکت کند! عمری تلاش کردند نفس اماره رامغلوب کنند- چون نفس اماره معدوم نمی شود، مغلوب می شود- با یک عمر تلاش، لحظه ای غفلت امکان دارد انسان را بیچاره کند!
لذا شیطان در کمین است و آنها دائم در اضطراب هستند. برای همین هیچ گاه معامله به صورت جنسی نمی خواهند که خدایا! این کار را می کنم تا طی الارض را بگیرم. این کار می کنم تا... ابدا! خدایا! می خواهم بنده و عبد تو باشم! می خواهم تو همیشه خدای من، اله من و من هم همیشه بنده تو باشم. بندگان خالص خداوند این حال را دارند.
حضرت سیدالساجدین(ع) در ناله ها، گریه ها و مناجات هایشان می فرمایند: «وأجعل جهادنا فیک و همنا فی طاعتک و أخلص نیاتنا فی معاملتک» خدایا! کاری کن که جهاد ما در راه تو باشد و کوشش ما فقط و فقط در راه و طاعت خودت باشد و در معامله با تو، نیت های ما خالص باشد؛ یعنی فقط برای خودت کار کنم، نه اینکه نیت کنم برای اینکه به فلان مقام برسم ولو مقام معنوی! من فقط می خواهم نیتم این باشد که برای توی خدا بنده باشم و تو هم خدای من بنده، باشی.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت ها:
1- عده الداعی و نجاح الساعی، ص: 702
2- بحارالأنوار، ج: 76، ص: 245، باب: 45
3- نهج الفصاحه، ص: 557، حدیث: 7091
منبع: کیهان
نماز جمعه تهران که تمام می شد تازه کار حاج بخشی شروع می شد . یه پیرمرد بامحاسنی بلند ، اما با قلبی جوان و روحیه ای جوان تر . ساده و صمیمی. بی ریا و بی ادعا .خاکی و مردمی . از در دانشگاه راه می افتاد تا میدان انقلاب و جمعیت هم مشتاقانه در پی او .
در روزگار غربت حزب الله ، صدای "ماشا الله، حزب الله "حاج بخشی از یه بلندگوی کوچک ، مایه تسکین قلب خانواده های شهدا و بچه جبهه ای ها و حزب اللهی ها بود . همچنانکه این بلندگوی کوچک دل منافقین و بدخواهان رو به درد می اورد .
اگه بدون تعارف بگم در آن سال ها، یکی از انگیزه های من برای حضور مستمر در نماز جمعه تهران، همراهی با حاج بخشی در دفاع جانانه و بی ریا و صریح از انقلاب و ارزش ها بود که هنوز هم که هنوزه وقتی یادش می افتم تازگی و طراوتش رو حفظ کرده .
حاجی هر جا احساس می کرد برای انقلاب و نظام باید داد بزند، با تمام وجود ش فریاد می کشید . هرجا احساس می کرد تفکر ناب بسیجی و یاد جبهه و جبهه ای ها درهیاهوی دعوای توسعه اقتصادی و بازی های سیاسی و رقابت های نفسانی گم شده یک تنه به میدان می امد و هرقت احساس می کرد در حق امام و رهبری انقلاب جفا می شود وبعضی از دوستان به گونه ای و دشمنان گونه ای دیگر خون به دل مولا می کنند با زهم این حاج بخشی بسیجی بود که کفن پوشان در صحنه حاضر می شد و به دوست و دشمن می گفت ، مولا هنوز هم فدایی دارد .

در هنگامه ای که برخی از مسئولین ، چشم ها یشان را به روی منکرات و ناهنجاری های جامعه بسته و لابد به امور مهم تر و کلیدی تر ازحفظ ارزش های دینی و انقلابی فکر می کردند، حاج بخشی به جای همه آنها ،غصه بی حجابی و بی بند و باری جامعه را می خورد و خودش را به آب و آتش میزد تا امر به معروف و نهی از منکر رادر خیابان های تهران زنده کند و تکلیف شرعی اش را اداکند .
حالا بیست سالی هست حاجی را ندیده ام اما انگار همین دیروز بود که پشت سرش راه می افتادیم و با مشت های گره کرده و دل هایی مطمئن داد می زدیم و به همه اعلام می کردیم هنوز حزب الله زنده است .
حاج بخشی رفت اما راهش ، مرامش ،ولایتمداریش، سادگی و بی ریایی اش،سوز و گدازش وعشق خالصانه به ولی و مقتدایش ، همچنان چراغ راه حزب الله است .
حماسه نهم دی ماه و حضور عاشورایی مردم حماسه ساز ولایتمدار ایران اسلامی در راهپیمایی 9 دی ماه 1388 نقطه عطفی در تاریخ انقلاب و برگ زریّن دیگری در افتخارات مردو زن ایرانی به حساب می آید . حماسه 9 دی نماد عزّت ، استقلال و بصیرت مردمی است که تا پای جان برای حفظ اصول اسلام و آرمانهای انقلاب ایستاده اند و با صدای رسا اعلام کردند که اگر دشمن در برابر دین آنها بایستد در برابرتمام دنیای آنها خواهند ایستاد .
هر چند تحلیل واقع بینانه و احصاء دستاوردها و ارمغان های این حماسه بزرگ نیازمند فرصت و وسعت بیشتری است، اما در این مختصر به 9 دستاورد مهم حماسه بزرگ نهم دی 88 پرداخته می شود .
1. انقلاب اسلامی انقلابی عاشورایی است، انقلابی برگرفته از مطالبات دینی، شعارهای معنوی و شعورهای متأثر از دینداری و دغدغه های اخلاقی، انقلابی که با الهام از نهضت خونین حسینی و به رهبری مردمی از تبار پاکان، سلاله رسول الله(ص)، بزرگ مرجع عالیقدر، حضرت امام خمینی(ره) آغاز شد و با همان مطالبات، شعارها و شعورها پیروز گشت و استمرار پیدا کرد . حضور حماسی مردم در راهپیمایی 9 دی سال 88 یک بار دیگر خاستگاه عاشورایی و ماهیت معنوی انقلاب را یادآور شد و پس از سی سال به جهانیان و عوامل بیخرد و کم فهم دشمن و فتنه گران داخلی و خارجی ثابت کرد که هنوز هم انقلاب و مردم انقلابی، خون حسین ، پیامحسین و مرام را حسین (ع) در بند بند وجود و لحظه لحظه عمر خویش حفظ نموده و هر لحظه که احساس وظیفه کنند با همان شور حسینی به میدان آمده و توطئه دشمن و فتنه فتنه گران را به خودشان بر می گردانند.
2. ولایت فقیه رکن رکین و عمود خیمه انقلاب است، مردم در طی سالهای انقلاب جایگاه رفیع و نقش کلیدی ولی فقیه را در هدایت سکان انقلاب در امواج سهمگین و طوفانهای مهیب بارها و بارها تجربه کرده اند ، آنان به درستی تضعیف جایگاه ولایت فقیه را تضعیف ولایت معصومین (ع) و اطاعت از ولی امر را اطاعت از خدا، رسول و ائمه (ع) می دانند و بدان پایبندند، عشق به ولایت عشق به خداست و عشق به خدا کلید سعادت دینا و آخرت است. فتنه گران به زعم خود پنداشتند با جوسازی، بی خردی، غوغا سالاری و اتهام تقلب نیست به انتخابات و جسارت به مقام شامخ ولایت به اهداف پلید خود خواهند رسید اما آنچه اتفاق افتاد زلزلة مهیبی بود که در کانوناصلی فتنه گران واقع شد و مردم ولایتمدار در یوم الله 9 دی با بیعت مجدد با رهبر معظم انقلاب حضرت آیت اله خامنه ای ( مدظله العالی ) و آرمان های امام راحل(ره) گور فتنه و فتنه گران را کندند و آنان را به زباله دانی تاریخ فرستادند. حماسه نهم دی خط بطلانی شد بر پندارهای غلط و خیالهای باطل کسانی که تصور می کردند که رهبری از پشتوانه مردمی برخوردار نیست و با همین توهم تمام توان خود را در شکستن خیمه انقلاب بکار بردند . اما زهی خیال باطل، امت حزب الله یک بار دیگر اعلام کرد که همچنان سرباز ولایت بوده و در این راه کوچک ترین تردیدی به خود راه نخواهد داد.
3. حماسه 9 دی تمام محاسبات دشمن را به هم ریخت ، دشمن در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری با استفاده از بغض، کینه و بی بصیرتی برخی عوامل داخلی تمام عِدّه و عُده خود را جمع کرد و با عقبه ای بسیار حساب شده و برنامه ریزی شده وارد صحنه شد تا نقشه های شوم خود را عملی کند . اما سیل خروشان مردم آنان را زمین گیر ساخت و اقتدار و محبوبیت نظام اسلامی بار دیگر را به رُخ جهانیان کشید.
4. نهم دی ماه نمایش بصیرت انقلابی مردم بود . بصیرتی که غبارها و نقاب ها را کنار زد و چهره واقعی مدعیان و فتنه گران را نشان داد ، چهره کسانی که به خاطر رسیدن به قدرت از هیچ تلاشی حتی ضربه زدن به ریشه های انقلاب و ارکان رکین نظام اسلامی دریغ نکردند. چهره کسانی که سالها با نقاب انقلاب گری در صفوف مردم نفوذ کرده بودند و ولایتمداری را فقط در شعار و ظاهر و نه در عمل و رفتار از خودشان بروز داده بودند، یقیناً بزرگ ترین پیام حماسه نهم دی ضرورت بصیرت مداری و پرهیز از غفلت بود .

5. یکی دیگر از دستاوردهای مهم نهم دی، انسجام، وحدت و یگپارچگی مجدّد مردم بود. به لحاظ شرایط خاص انتخابات دهم و تبلیغات و جوسازی گسترده و سوء تفاهمات ایجاد شده اختلاف، چنددستگی، مشاجرات و نزاع های فردی و اجتماعی صفوف متحد و منسجم مردم را به شدت تهدید میکرد و راهپیمایی نهم دی، نقش بسیار مؤثر و معجزه آسایی در پیوند درباره دل ها و جانها ایفاء کرد و انسجام مجدد نیروهای انقلابی با محوریت ولایت فقیه و رفع کدورت ها و سوء تفاهامات ناشی از فتنه گری دشمن را به ارمغان آورد.
6. ملی گرایی کاذب ، اصلاح طلبی دروغین و نفاق لطمه های بسیاری به پیکر انقلاب وارده کرده و استکبار جهانی را به نفوذ و رسوخ در بدنه انقلاب امیدوار کرده بود، اما با عنایت الهی و تدبیر حکیمانه رهبر معظم انقلاب و حضور میلیونی مردم در نهم دی ماه آخرین میخ بر تابوت معاندان، منافقین و فتنه گران زده شد و مرگ قطعی آنان رقم خورد.
7. حماسه نهم دی پیام مهم دیگری داشت و آن زنگ بیدار باش خواص بود . انتخابات دهم به خوبی این مسئله را نمایان ساخت که سطح بصیرت توده مردم و عوام از بسیاری از خواص بالاتر است، در واقع فریادهای کوبنده مردم در راهپیمایی نهم دی تأکیدی مجدد بود به هشدارهای مستمر رهبر بیدار انقلاب مبنی بر هوشیاری و بصیرت خواص و نخبگان جامعه. رهبر معظم انقلاب بارها و بارها نقش و جایگاه و تکالیف نخبگان و خواص را گوشزد کرده بود. معظم له به خواص توصیه کرده بود که هر حرف، هر اقدامی ، هر تحلیلی که به دشمن کمک کند در مسیر خلاف ملت است . ایشان به خواص هشدار داده بودند که خیلی مراقب باشند، مراقب حرف زدن ، مراقب موضع گیری کردن و ... ولی برخی از خواص در این امتحان مردود شدند و حضور آگاهانه مردم این زنگ خطر را به صدا درآورد .
8. فتنه 88 با بهره گیری از حمایت آشکار و علنی استکبار جهانی بخصوص آمریکا ، انگلیس و رژیم صهیونیستی و تکیه بر امکانات رسانه ای مدرن و گسترده فضای یأس و ناامیدی را در میان انقلابیون و نهضت های مقاومت جهان حاکم کرده و نگرانی ها و دغدغه هایی را دامن زده بود ، اما تجلی غیرت و بصیرت عاشورایی امت حزب الله در روز 9 دی تمامی نگرانی ها را برطرف ساخت و یک بار دیگر اقتدار معنوی نظام اسلامی در سطح بین الملل و امید و نشاط دوستداران انقلابی در سطح جهان را به ارمغان آورد .
9. دشمن پس از آنکه از مقابله نظامی و اقتصادی با نظام بهره ای نبرد به جنگ نرم روی آورده و مقام معظم رهبری نیز بارها با عناوین مختلف این مهم را یادآور شده و توجه همگان بخصوص مسئول و نخبگان را به ضرورت هوشیاری در برابر جبهه فرهنگی معاند جلب نمود. فتنه 88 نمادی شفاف از سرمایه گذاری فرهنگی استکبار جهانی برای به زانو درآوردن نظام اسلامی با بهره گیری از عناصر داخلی بود . مردم با حضور آگاهانه و هدفمند خود پیام روشن و قاطع خویش را با صدای رسا اعلام نمودند که در جبهه فرهنگی نیز همچون سالهای دفاع مقدس، مقتدارنه ، آگاهانه و با تجهیز سلاح ایمان، علم و بصیرت با محوریت ولایت فقیه از آمان ها و اصول اسلام عزیز و انقلاب اسلامی حراست نموده و این مسیر پر افتخار را تا فتح قله های فرهنگی و علمی جهان ادامه خواهند داد .
پس از هشت سال جنگ تحمیلی که هیچ دستاوردی برای دشمن نداشت امروز جنگی بزرگتر با میدانی پیچیدهتر و سنگینتر با عنوان تهاجم فرهنگی در برابر مردم ما وجود دارد و از آنجاست که باید گفت دفاع مقدس همچنان ادامه دارد.
سال ها پیش هشت سال جنگ نظامی تحمیلی نظام سلطه علیه جمهوری اسلامی ایران بدون کوچکترین دستاوردی برای دشمن و با دفاع شرافتمندانه همراه با عزت و سربلندی سراسر ایران اسلامی و همه مسلمانان آزاده پایان یافت و درس عبرتی برای همه آنهایی شد که در دل بیمار و ذهن معیوب خویش هوس حمله و تعرض به مهد شیران و سرزمین آزادگان ایران اسلامی را داشتند.
جنگ تمام شد اما غافل از آنکه جنگی که با عزت و سربلندی برای ایران به پایان رسید علیرغم همه ابعاد و پیچیدگی و تلفات ،جنگی کوچک و جهادی اصغر بود و میدانی پیچیده تر، سهمگین تر و خسارت بارتر و جنگی بزرگتر و پردامنه تر در پیش است.
جنگی که نه تنها به فتح مرزهای زمینی که به فتح مرزهای فرهنگی، اخلاقی و معرفتی میاندیشد جنگی که در مرحله اول با خاک و سرزمین جغرافیا سر و کار ندارد که مغزها و قلبها را در تیررس مستقیم خود قرار داده و سپس گام در تصرف سرزمین میگذارد.
در این جنگ از تهاجم نظامی پر سر و صدا، انفجارها، تلفات انسانی محسوس، موشک باران و بمبارانهای وحشتناک و رعبآور خبری نیست بلکه تهاجمی بسیار نرم و ظاهری آراسته، زیبا، جذاب آهسته و آرام و فریبندهای را شاهد هستیم که حتی عدهای از خودیها نیز منفعل شده و وجود چنین جنگی را انکار کرده و آن را با تعامل فرهنگی اشتباه میکنند.
در جنگ فرهنگی دشمن لباس دوست میپوشد و گرگ لباس میش، شیطان لباس مصلح و بیبندو باری و بیعفتی لباس تمدن و پیشرفت و تمامی شئونات جامعه را تحت تاثیر قرار میدهد. از گفتار تا اخلاقش را از معماری تا معاشرتهای اجتماعیش را از مهد کودک تا دانشگاهش را از آبدارخانه اداره تا آشپزخانه منازلش را همه و همه را تحت تاثیر آموزههای فرهنگ مورد نظر خویش در میآورد.
برای تهاجم فرهنگی مانع و بازدارندهای وجود ندارد و هیچ سازمان و ملل و شورای امنیتی هم خود را مسئول نمیدانند که حداقل با صدور بیانیهای معترضانه و یا بیخاصیت مواضع خود را اعلام کنند.
تهاجم فرهنگی تا اندرونی خانهها و خلوتگاههای ما هم نفوذ کرده و برای آن برنامه دارد.
صحنه میدان او بسیار فراتر از جنگ نظامی است او تشخیص میدهد مردم چه باید بخورند چه باید بکنند چه چیزی را ببینند و چه چیزی را نبینند، چه چیزی را بشنوند و چه چیزی را نشنوند کجا بروند و کجا نروند چه بنویسند و چه چیزی ننویسند چه چیزی را باور کنند و چه چیزی را باور نکنند و ....
در جنگ فرهنگی میزان مجروحین، اسرا و تلفات بسیار سهمگین است اما نکته این است که این بردگان مد و ابتذال همواره به این اسارت افتخار میکنند ، در این جنگ مردان غیرتشان را گم میکنند و زنان حیا و عفتشان را و هیچ یک هم به روی خودشان نمیآورند.
در جنگ نظامی فرمان فرمانده برای همه حجت و تخلف از آن جرمی سنگین محسوب شده و به دادگاه نظامی و مجازاتهای سنگین ختم میشود اما در هجوم فرهنگی علیرغم دستورات مکرر و موکد مقام معظم رهبری به عنوان فرمانده عالی جبهه فرهنگی و انزارهای صریح ایشان نه تنها سنگربندی متناسبی به عمل نیامده که پس از سه دهه از انقلاب میگویند ما به جنگ فرهنگی اعتقادی نداریم.
پس باور کنیم جنگ فرهنگی بسیار سخت تر و گستردهتر و پیچیدهتر از جنگ نظامی و نفوذ و تلفات آن بسیار بیشتر از جنگ نظامی است.
باور کنیم در این جبهه کوتاهی شده و جامعه به خصوص جوانان و نوجوانان در مصاف با دشمن تا بن دندان مسلح با کمترین آموزش و پشنوانه رها شدهاند.
آری! اگر جنگی هست باید دفاعی هم باشد و اگر دفاعی برای حفظ باورهای دینی و اخلاقی هست باید از مرزهای الهی و معنوی باشد که آن هم دفاع مقدس است.
دفاعی که از جدال قابیل و هابیل آغاز و تا قیام مصلح کل مهدی موعود ادامه دارد بکوشیم از بازماندگان این قافله نور و شکست خوردگان جبهه فرهنگی نباشیم.
دو واژه داریم ، هر دو قابل تامل ، یکی دولت فرهنگی و دیگری فرهنگ دولتی ....خیلی با خودم کلنجار می رم چیزی نگم ولی نمی شه ...آخه وضعییت یه جوریه که همه چیز به فرهنگ دولتی ختم می شه ،حالا خوبی و بدی اونو کار ندارم ولی خیلی نگران آینده هستم ...وقتی قدرت و ثروت دست به دست هم بدن و بخوان فرهنگ سازی کنن چی می شه .... خدا بخیر بگذرونه ......همین قدر می دونم که بنا نبود این جوری بشه ...بنا بود به مردم ماهیگیری یاد بدیم نه اینکه با توزیع ماهی اونا رو سرگرم کنیم و....بنا بود کارها رو به خود مردم بسپریم وخودمون نقش هدایتی و نظارتی داشته باشیم ... قرارمون بود که مسجد ها و هیت ها و حوزه های علمیه و ...استقلال خودشون رو داشته باشن ....خلاصه اینکه قرار بود دولت فرهنگی داشته باشیم نه فرهنگ دولتی .
1- همیشه با حال یقین دعا کن و مطمئن باش خدای مهربان هر دعای خوبی رو مستجاب می کنه . حالا اگر به صلاحت باشه نقدی و گرنه در حساب شما واریز می شه و در روزی که مصلحتت باشه به شما پرداخت می شه . لذا در روایت اومده ، در روز قیامت ، بنده ای پروتده اش رو نگاه ی منه ، می بینه یه سری اعمال نیک و ثوای های ریز و درشت ، همراه با جایزه های جورو جور پرونده عملش رو زینت داده ، تعجب می منه ، سوال می کنه ؛ اینا از کجا اومدن ؟ جواب می رسه ؛ این نعمت ها و حسنه ها جبران اون دعاهایی است که تو دنیا از خدا خواستی ولی اونجا به خاطر مصلحت و حکمت مستجاب نشد . حالا بجای اون اینجا جبران کردیم . روایت ادمه می ده ، وقتی بنده خدا این همه لطف و کرم خدا رو می بینه ، آرزو می کنه ، کاش هیچ کدوم از دعا هام در دنیا مستجاب نمی شد و همه شون حواله به اینجا می شد .
2- ما که اونقدرا پیش خدا آبرو نداریم ، پس باید با یه سری از آبرو دارها و آدم های پاک در خونه خدا بریم . اونا کسایی نیستن جز پیغمبر (ص) و بچه های پاکش (ع) . پس تو دعاهامون از اون بزرگوارا مایه بذاریم واونا رو واسطه خودمون و خدامون قرار بدیم .برای این مورد دعای توسل بسیار مناسبه .
3- بعد از هر نماز ، اوقات مخصوصی مثل شب قدر ، وقت نزول باران و زیر قبه و بارگاه معصومین (ع) بهترین جا برای دعاست .
4- دعاهای خودت رو در صلوات بپیچ ، در روایت داریم ، صلوات دعایی مقبوله و هیچگاه رد نمی شه خدا حیا می کنه دعایی که اول و آخرش صلوات باشه رو رد کنه . مگه میشه اول و آخر یه دعا قبول بشه و و سطش بمونه ؟
5- قبل از دعا خودت رو پاک کن ، حسابت رو با خدا روشن کن و رو راست بیا در خانه خدا ، استغفار نما و ازش معذرت خواهی کن بعد برو در خونش و ازش حاجت بخواه . یادمون باشه امام باقر (ع) می فرماید : کسی که واقعا از گناهانش توبه کنه و بر گرده مثل کس است که تازه از مادرش متولد شده ، پاک پاک .... و خدا تقاضای پاکان رو بهتر می پذیره ...
6- هنگام دعا دستات رو به آسمان بلند کن وبا تضرع و ناله از خدا حاجت بخواه . اگه هم تونستی در حال سجده دعا کنی زودتر به مقصد می رسی .
