سفارش تبليغ

خانه طلبگی
دل ها بر دوستی آن که به آنها نیکی کند و دشمنی آن که بدان ها بدی کند، سرشته شده است . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]

چند سالی است که با فرارسیدن ماه مبارک رمضان ، صدا و سیمابا هدف بزرگداشت این ماه نورانی  مجموعه های نمایشی متنوعی را از سر افطار تا پاسی از شب به خانه های مردم می برد و شبکه های مختلف در ساخت ، تهیه و و پخش سریال هایی با مضامین مختلف با هم به رقابت می پردازند .
هرچند اشکال کلی و اساسی بر اصل این رویکرد همچنان باقی است و آن کم رنگ شدن حضور مردم در مساجد و محافل معنوی شب های ماه مبارک ناشی از خانه نشین شدن آنان برای تماشا و پیگیری سریال هاست اما نکته مهم فقدان استراتزی مشخص و هدفگذاری تربیتی و فرهنگی در سریال هاست به نحوی که گاهی درماه رمضان سریال های نه چندان متین عربی دستمایه قرار می گیرد و گاهی مضامین طنز سبک و گاهی نگاه ناقص به مسائل اجتماعی در دستور کار سریال های ماه رمضان قرار گرفته است که نقطه مشترک همه اینها ناسازگاری با روح معنوی ماه مبارک واهداف الهی نهفته در این واجب الهی است ودر واقع رسانه ملی نظام جمهوری اسلامی دربخش سریال ها نه تنها مقوم معنویت و تقویت کننده روح عبودیت و تقوی در ماه رمضان نیست که بعضا در خلاف این جهت قدم برمی دارد والبته پرداختن به این قضیه در این مختصر نمی گنجد .
اماآنچه لازم به ذکر است رویکرد عجیب و غریب امسال صدا و سیما در سریال های ماه مبارک رمضان است و آن نگاه خاص به حوزه خانه و خانواده است . گویا صدا و سیما اصرار دارد به استناد سریال های جراحت – ملکوت و زاینده رود و پیش از آن  سریال فاصله ها، با صدای رسا و فریادی بلند به همه دنیا اعلام کند که ، ایها الناس ، شکاف عمیق وفاصله هولناک فضای خانواده های ایرانی بخصوص خانواده های متدین را فراگرفته و این بحران، جامعه ایرانی را  به لبه پرتگاه و سقوط رسانده است .
درتعریفی که به لطف سریال های رنگارنگ پی در پی  صدا و سیما( آن هم در ماه رمضان که اتفاقا صفا و صمیمیت بین خانواده ها به برکت سفره های معنوی افطار و سحر بیشتر می شود) از خانواده برداشت می گردد نه تنها نشانه ای از صداقت ، محبت ، عشق ، وفا ، درستی ، احترام ،ایثار، تفاهم و سادگی که از جمله شاخصه های خانواده ایرانی است دیده نمی شود که اصرار دارد خانواده ایرانی را خانواده ای متزلزل ، سست و مملو از بی اعتمادی ، بی احترامی ، زیاده طلبی ، حرص ، حقد ، حسد نشان دهد 0 این سیاه نمایی در هر سه سریال و همچنین سریال فاصله ها به وضوح به چشم می خورد و این مطب ظلم در حق ایران و ایرانی است .
البته نگارنده منکر وجود اختلاف و شکاف خانوادگی در جامعه ایرانی نیست ولی نگاه افراطی و تعمیم حداکثری آن به هر سه سریال و پیش درآمد آن سریال فاصله ها قابل تامل است .
شکی نیست علیرغم مشکلات موجود ،هنوز هم خانواده ایرانی پاک ترین و مستحکم ترین نهاد در دنیای کنونی است وباید تمام امکانات و ظرفیت ها باید برای تقویت و استحکام بیشتر آن بکار گیری شود.  



مسعود صفی یاری ::: سه‏شنبه 16/6/1389::: ساعت 11:47 صبح نظرات دیگران: نظر

ماه رمضون داره تموم میشه


اروم اروم دست و پای شیطون باز می شه و و سوسه هاس رو شروع می کنه ...


بیاید یه قراری با هم بذاریم و اون اینه که مراقب باشیم بعد از این ماه مبارک دوباره گرفتار شیطون نشیم و همون حال و هوای ماه رمضون رو حفظ کنیم.


می پرسین چه جوری ؟ حالا می گم ..


اگه خدا بخواد می شه شیطون رو به زانو دراورد و به گریه اش انداخت ...


راستی شما می دونید شیطون چه وقتایی گریه می کنه ؟ کمی فکر کنید ببینید به جایی می رسید یا نه ؟......


............................................


.......................................................................


......................................................................................................


.........................................................................................................................................


.....................................................................................................................................................................


.......................................................................................................................................................................................................


راستش من خودم هم دقیق نمی دونستم . اما روایاتی دیدم که اونجا جواب این سوال رو. داده بود .


در این احادیث اومده :


شیطان چند جا گریه می کنه :


1 – وقتی دو تا مومن به هم می رسند ،سلام می کنن ، با همدیگه گرم می گیرن ، احوال پرسی می کنن ..(به شرطی که تو گفتگوهامون شیطان راه پیدا نکنه)


2 – موقع ازدواج شرعی دوتا جوون ، شیطان گریه می کنه و می گه وای بر من اینها اردواج کردن و از دام من پریدن... (ولی چکار کنیم که بعضی از ازدواج ها و عروسی ها خودش می شه سفره شیطان )


.3 – وقتی کسی عطسه بکنه و بعدش بگه : الحمد لله رب العالمین


4 – سجده طولانی و با حال که کمر شیطان رو می شکنه


5 - ذکر صلوات بر محمد و آل محمد (ص) با صدای بلند .


6 – دوری از گناه و توبه . مخصوصا اگه این شخص جوون باشه . چون با این کار تمام زحمتای شیطونا رو به باد میده و بیچارش می کنه


حالا که راهش رو یاد گرفتین تا می تونین شیطان رو به گریه بیندازین . می دونین که گریه شیطان مساویه با خشنودی خدای مهربان و شادی دل رسول الله (ص) و اهل بیت پاک و مطهر آن حضرت و ضامن سعادت دنیا و اخرت .


پس بسم الله




مسعود صفی یاری ::: یکشنبه 14/6/1389::: ساعت 12:7 صبح نظرات دیگران: نظر
الهی ، امشب که شب قدر است همه قرآن به سر می کنند ، مرا توفیق ده که قرآن به دل کنم .

الهی ، امشب از همه توبه هایم توبه کرده ام .


الهی ، امشب فهمیدم اگر بهشت شیرین است ، بهشت آفرین شیرین تر است .


الهی ، شکرت ، که امشب فهمیدم که تا امروز هیچ نفهمیدم و رسیدم به اینکه تا امروز به هیچ نرسیدم .


الهی ، شکرت ، که دارم کم کم مزه بندگی را می چشم .


الهی ، امشب فهمیدم خوشا به حال آنان که فقط با تو دل خوش کرده اند .


الهی ، تاکنون به نادانی از تو می ترسیدم ، و اینک به دانایی از خودم می ترسم .



مسعود صفی یاری ::: شنبه 6/6/1389::: ساعت 8:43 صبح نظرات دیگران: نظر

 موسی پیامبر (ع) به خداوند متعال عرض کرد :


 بار پروردگارا ، می خواهم به تو نزدیک شوم ،


فرمود : قرب من از آن کسی است که شب قدر بیدار شود .


عرض کرد : خداوندا، رحمتت را می خواهم .


فرمود : رحمت من از آن کسی است که در شب قدر به مسکینان رحمت کند .


عرض کرد : خداوندا ، جواز گذشتن از صراط را می خواهم .


فرمود : آن متعلق به کسی است که در شب قدر صدقه دهد .


عرض کرد : خداوندا ، از درختان بهشتی و میوه هایش می خواهم .


فرمود : آنها از آن کسی است که در شب قدر استغفار نماید .


عرض کرد : الهی ، خشنودیت را طالبم .


فرمود : خشنودی من از آن کسی است که در شب قدر دو رکعت نماز گذارد . 



مسعود صفی یاری ::: شنبه 6/6/1389::: ساعت 8:40 صبح نظرات دیگران: نظر

علی بن ابیطالب (ع) فرمود: مردم! ما هرگز شما را به امری وادار نکردیم، مگر اینکه قبل از شما آن امر را عمل کردیم.
انبیاء آمدند، گفتند: انسان در درون خود یک قلب دیگری دارد، یک چشم دیگری دارد، یک گوش دیگری دارد؛ این را اولاً تفسیر کردند، بعد آمدند این را تغییر دادند. فرمودند چه فرد یا جامعه‌ای مریض است، چه فرد یا جامعه‌ای سالم! آنها را که فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ بود درمان کردند، به جایگاه إذا جآءَ رَبَّهُ بِقَلبٍ سَلِیمْ رساندند، یا إلا مَنْ أتَی اللهَ بِقَلْبٍ سَلِیمْ رساندند و مانند آن. این کار انبیاء باعث می‌شود که جهان و انسان درست تفسیر می‌شود و درست تغییر پیدا می‌کند.
انبیاء اعلام کردند: مَنْ ذَا الَّذِی ذاقَ حَلاوَهَ مَحَبَّتِکْ فَرامَ مِنکَ بَدَلاً. خدایا! آنکه لذّت مناجات تو را چشید، آن را با چه عوض می‌کند؟ آنکه لذّت مناجات با خدا را در کامش زمزمه کرد، او هرگز این لذّت را به چیز دیگر تبدیل نمی‌کند. و این اختصاصی به انبیاء ندارد، چون شاگردان انبیاء هم به جایی رسیدند که می‌گفتند: کَأنّی اَنظُرُ إلی عَرشِ الرَّحمنِ بارِزاً. آن مرحله والا و بَرین برای انبیاء است‌، این مرحله نازل یا متوسط برای شاگردان آنهاست. اگر بشر و انسان درست تفسیر شد و درست تغییر پیدا کرد، یعنی انسان تحقیق شد که این مهم‌ترین رسالت انبیای مبعوث است؛ جهان هم تغییر‌پذیر است، درست تفسیر می‌شود و درست تغییر پیدا می‌کند.
تغییر جهان و تفسیر جهان را قرآن به عهده گرفته است. فرمود: این عالم اگر بخواهد درست حرکت کند، زمستانش زمستان باشد‌، پائیزش پائیز باشد، تابستانش تابستان و. . . شما باید انسان خوبی باشید! اگر جامعه جامعه خوب بود، قَدَّرَ أقواتَها فِی أربَعَهِ أیام جامه عمل می‌پوشاند. یک ارتباط تنگاتنگی بین عالم و آدم در قرآن کریم برقرار است. فرمود: اگر این مردم درست حرکت کردند، ذات أقدس إله نظام آفرینش را به سود انسانها تغییر می‌دهد. و اگر خدای ناکرده مردم درست حرکت نکردند، خداوند نظام آفرینش را به سود اینها تغییر نمی‌دهد. این که فرمود: وَ لُو أنَّ اَهلَ القُری آمَنُوا وَاتَّقُوا لِفَتَحْنا عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماء وَالأرض، یعنی اگر جامعه درست تفسیر شد و درست تغییر پیدا کرد، درست در مسیر حرکت کرد، کلّ نظام عوض می‌شود. یعنی این ابرها که حرکت می‌کنند، به موقع باران حمل می‌کنند و به موقع می‌بارند و بجا می‌بارند، نه بی‌جا!
وجود مبارک رسول گرامی که این ایام مبعث آن حضرت است، فرمود: وقتی ذات أقدس إله در معراج فیض و فُوز خاصش را به دوش من رساند، فیضش به دوش من رسید، من خنکی او را در دلم احساس کرده‌ام. این لامسه است، این لامسه دل است نه لامسه پوست! این لَمس بدن نیست، لمس جان است.
مرحوم کُلینی از معصوم (ع) نقل می‌کند که بشرهای اوّلی خواب نمی‌دیدند. کم کم رؤیا را خدا نصیب اینها کرد. اینها به انبیاء‌شان می‌گفتند: ما وقتی خوابیدیم، چیزهایی را در عالم رؤیا می‌بینیم، اینها چیست؟ می‌فرمودند: اینها از سنخ همان حرف‌هایی است که ما به شما می‌گوییم. ما می‌گوییم در درون انسان یک چشمی هست‌، یک گوشی هست، نمونه‌اش را شما در عالم خواب می‌بینید. کسانی که بیداری حالت منامیه دارند، همان وضعی که دیگران در عالم رؤیا دارند، رؤیای صادق، اینها در حالت بیداری دارند.
اولیاء هم کار انبیاء را کردند. وجود مبارک امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید: من این حکومت را پذیرفتم، برای اینکه لِتَساطُنَّ صُوتَ القِدرْ لِتُغَربِلُنَّ غَربَلَه. فرمود: من آمدم، یک حرارتی در جامعه ایجاد کردم. آن جامعه افسرده یخ بسته را که سرد بود‌، جوشاندم. فرمود: من حکومت را پذیرفتم، برای اینکه همگان بجوشند. شما باید گرم شوید و باید جایتان عوض بشود. این خافِضَهٌ‌ رافِعَه کار همه انبیاء است، و این کار در قیامت ظهور می‌کند و انبیاء عهده‌دار این بودند. در حقیقت اگر کسی بخواهد جهان را تفسیر کند و جهان را تغییر بدهد، باید خود را تفسیر کند و خود را تغییر بدهد.
انسان گاهی خیال می‌کند از خاک است و به خاک! این بینش یک انسان مُلحد است. می‌گوید‌: ما از خاک بر خاستیم، دوباره خاک می‌شویم و دیگر هیچ! إنْ هِی إلا حَیاتُنَا الدُّنیا نَمُوتُ وَ نَحیی. ما از خاک بودیم، دوباره خاک می‌شویم و خبری نیست. ولی یک انسان ولی و عارف می‌گوید: من نه از خاکم که به خاک برگردم که حرف مُلحدان است، نه از خاکم که به خدا برسم که حرف متوسّطان است؛ بلکه من از خدایم و به سوی خدا می‌روم، إنّا للهِ وَ إنّا إلِیهِ راجِعُون.
کار انبیاء این است که درست تفسیر کنند و به ما گوشی بدهند که بشنویم سنگ تسبیح می‌کند. معجزه انبیاء این نبود که شجر و حَجر را گویا کنند! معجزه انبیاء این بود که ما را تغییر بدهند، ما را اصلاح کنند، ما را معالجه کنند؛ یعنی آن شنوایی درونی را به ما بدهند، آن گوش بسته را باز کنند، چشم بسته را باز کنند، آنگاه از ما سؤال کنند: چه می‌بینید؟ می‌گوییم: کَأنّی أنظُرُ إلی عَرشِ الرَّحمنِ بارِزاً. از ما سؤال می‌کنند: چه می‌شنوی؟ می‌گویند: ما می‌شنویم فرشته‌ها تسبیح می‌کنند، سنگ‌ها تسبیح می‌کنند، درخت‌ها تسبیح می‌کنند.
. . .
شما هر چه مبعث را خوب بررسی کنید، نبوّت را خوب بررسی کنید، امامت را خوب تشریح کنید، می‌بینید هدف همه آنها این است؛ این بیان روشن علی بن ابیطالب است؛ فرمود: مردم! ما هرگز شما را به امری وادار نکردیم، مگر اینکه قبل از شما آن امر را عمل کردیم. شما را از هیچ چیزی باز نداشتیم، مگر اینکه قبلاً دست خودمان را از او کشیدیم. اگر این است، پس معلوم می‌شود خدا دارد حکومت می‌کند، دین خدا دارد حکومت می‌کند؛ یعنی فقه دارد حکومت می‌کند و عدالت دارد حکومت می‌کند.



مسعود صفی یاری ::: یکشنبه 20/4/1389::: ساعت 8:38 صبح نظرات دیگران: نظر

فرازی از سخنان حکیمانه فقیه عالیقدر آیت الله جوادی آملی


وقتی باران می‌آید، انسان یک ظرفی را می‌گذارد برای اینکه از باران پر بشود؛ اگر یک دشمنی باشد، خوب این کاسه و این ظرف را وارونه می‌گذارد. خوب این ظرف و کاسه‌ی وارونه هر چه هم که باران بیاید، از پشت کاسه می‌گذرد و چیزی، قطره‌ای به درون این کاسه نمی‌آید! بعضی‌ها خدای ناکرده اینچنین‌اند. یعنی شیطان قلب اینها را وارونه کرده است. قلب اینها را به طرف طبیعت و خاک و زمین و گِل کرده است. فکر این است که چه‌چیزی تهیه کند، چه ماشینی بخرد، چه خانه‌ای تهیه کنند، چه فرشی و... به تعبیر مرحوم صدرالمتألّهین سرش را برده در خاک! ایشان می‌فرمایند: بزرگان اهل معرفت معتقدند: "هیچ درختی در عالم ترقّی نمی‌کند. چون آنچه را که بالا می‌آید، فروعات اوست. وگرنه دهان او، ریشه او، اصل او، چشم او، گوش او، همه‌اش در گِل است. این دُم درخت است که بالا آمده، این فروع درخت است." 


گاهی انسان گیاهی زندگی می‌کند، مثل یک درخت! تمام فکرش متوجه این زمین است که چیزی از زمین در بیاورد یا خانه بسازد یا آهن بخرد یا فرش داشته‌باشد و با دست خالی هم برود. این یک کاسه‌ای است که دهان و دهنه‌ی او به طرف زمین است که این یک بدبختی است .



 


 گاهی خدای سبحان دل انسان را ـ از آنجا که مُقَلِّبَ القُلُوبِ وَالأبصار و مُدَبِّرَ اللِّیلِ وَالنَّهار است، را وارونه می‌کند. این را در قرآن کریم فرمود: نُقَلِّبُ اَفئِدَتُهُمْ وَ اَبصارَهُمْ ( أو اَبصارَهُمْ وَ اَفئِدَتَهُمْ ) کَمَا لَمْ یُؤمِنُوا اَوَّلَ مَرَّه . فرمود: ما سالیان متمادی اینها را آزمودیم؛ انبیاء فرستادیم، عقل دادیم، فطرت دادیم، تجارب فراوانی فراسوی اینها گذاشتیم؛ اینها با بی‌اعتنائی روبرو شدند. ما بالأخره دستور دادیم این کاسه‌ی دل اینها را متوجّه زمین کنند. تمام تلاش شبانه روزشان این است که چیزی از زمین در بیاورند، روی زمین بگذارند و با دست خالی بروند



مسعود صفی یاری ::: یکشنبه 2/12/1388::: ساعت 4:1 عصر نظرات دیگران: نظر