سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
اساس حکمت، همراهی با حقّ است و فرمان بردن از حقدار . [امام علی علیه السلام]

Image result for ?لیله المبیت?‎

شب همان شب که سفر مبدأ دوران می‌شد
خط به خط باور تقویم مسلمان می شد

شب همان شب که جهانی نگران بود آن شب
صحبت از جان پیمبر به میان بود آن شب

در شب فتنه، شب فتنه، شب خنجرها
باز هم چاره علی بود نه آن دیگرها

مرد مردی که کمر بسته به پیکار دگر
بی زره آمده در معرکه یک بار دگر

تا خود صبح خطر دور و برش می‌ رقصید
تیغ عریان شده بالای سرش می ‌رقصید

مرد آن است که تا لحظه آخر مانده
در شب خوف و خطر جای پیمبر مانده

گر چه باران به سبو بود و نفهمید کسی
و محمد خود او بود و نفهمید کسی

در شب فتنه شب فتنه شب خنجرها
باز هم چاره علی بود نه آن دیگرها

دیگرانی که به هنگامه تمرّد کردند
جان پیغمبر خود را سپر خود کردند

بگذارید بگویم چه غمی حاصل شد
آیه ترس برای چه کسی نازل شد

بگذارید بگویم خطر عشق مکن
جگر شیر نداری سفر عشق مکن

عنکبوت آیه ‌ای از معجزه بر در دوخت
تاری از رشته ایمان تو محکمتر دوخت

از شب ترس و تبانی چه بگویم دیگر!؟
از فلانی و فلانی چه بگویم دیگر؟

یازده قرن به دل سوخته ‌ام می ‌دانی
مُهر وحدت به لبم دوخته ‌ام می ‌دانی
 

باز هم یک نفر از درد به من می‌گوید
من زبان بسته ‌ام و خواجه سخن می‌گوید

من که از آتش دل چون خُم مِی در جوشم
مُهر بر لب‌ زده، خون می‌خورم و خاموشم

طاقت ‌آوردن این درد نهان آسان نیست
شِقشقیّه است و سخن گفتن از آن آسان نیست

شعر از حمید برقعی



مسعود صفی یاری ::: پنج شنبه 95/9/11::: ساعت 11:58 صبح نظرات دیگران: نظر

* استفتاء از مقام معظم رهبری

در سایت  «khamenei.ir» این سوال مطرح شده است که؛« چند سالی است در شب اول ماه ربیع‌الاول حرکتی در بعضی مساجد باب شده است، شائبه بدعت و یا ترویج نوعی خرافه در آن می‌رود، ماجرا از این قرار است که در شب اول ماه ربیع‌الاول از حدود نیمه‌شب تا اذان صبح افرادی که غالباً خانم‌ها هستند با در دست داشتن شمع پشت درب مساجد مراجعه و با کوبیدن به درب مساجد و خواندن اذکاری توسل جسته و حاجات خود را طلب می‌نمایند، البته این عمل را تا هفت مسجد ادامه می‌دهند و خصوصاً این حال توسل در هنگام اذان صبح به اوج خود می‌رسد و معتقد هستند بدینوسیله اتمام ماه صفر و آمدن ماه ربیع‌الاول را خبر می‌دهند نظر حضرتعالی در این باره چیست؟»

پاسخ آیت‌الله خامنه‌ای به این پرسش این‌گونه است؛ «عمل مذکور مستند روایی ندارد و شیوه‌ای قابل تأیید نیست. اگر چه اصل اذکار و ادعیه و طلب حاجات از خداوند متعال عمل پسندیده‌ای است، لکن اشکال در شیوه عمل به نحو یاد شده است، آقایان علمای اعلام (دامت افاضاتهم) و مؤمنین (ایدهم الله تعالی) با پند و اندرز و موعظه و نصیحت از رواج چنین رفتارهایی که چه بسا ممکن است منتهی به وَهْن مذهب گردد، جلوگیری نمایند



مسعود صفی یاری ::: چهارشنبه 95/9/10::: ساعت 8:14 عصر نظرات دیگران: نظر

دق‌الباب»؛ خرافه، بدعت یا سنت

 

«دق‌الباب می‌کنند تا آمدن ماه شادمانی‌ها را تبریک بگویند»؛ برخی‌ افراد در شب پایان ماه صفر و آغاز ماه ربیع‌الاول به درب هفت مسجد می‌روند تا به قولی «دق الباب» کنند، رسمی که گفته می‌شود خرافه‌ای بیش نیست.

به گزارش خبرنگار ایسنا، گفته می‌شود در شب اول ماه ربیع‌الاول چند ساعتی قبل از نماز صبح باید درِ هفت مسجد را کوبید و با این کار پایان دوماه عزاداری و آغاز ماه شادمانی حضرت زهرا (س) را اعلام کرد و این‌گونه از دستان حضرت زهرا (س) صله دریافت کرد و حاجت طلبید.

در سال‌های ابتدایی این مراسم، به کوبیدن در مسجد و سپس اقامه نماز صبح در آخرین مسجد اکتفا می‌شد. اما با گذشت زمان برخی کارهای دیگر به آن اضافه شد، تضرع، ناله، گریه بر در مسجد، پخش نذورات، شیرینی، شکلات و پس از آن در آخرین مسجد خواندن دعای توسل و حتی روشن کردن شمع بر در مسجد و آب و جارو کردن مقابل آن و البته برخی نیز برای بی‌بهره‌نماندن از خواب شب، این رسم را تا آن‌جا جلو بردند که از نماز مغرب و اول شب، این رسم را آغاز می‌کردند.

کوبیدن در 7 مسجد سند شرعی ندارد

حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدحسین گلمیرزاده در دی ماه سال 93 در گفت‌وگویی با ایسنا مطرح کرد: کوبیدن در 7 مسجد سند شرعی ندارد و در شأن مومنین نیست که این کار را انجام دهند.

معاون فرهنگی تبلیغات اسلامی گیلان تصریح کرد: از طرفی شمع روشن کردن و ضربه زدن به در و دیوار مسجد که سبب خرابی مسجد می‌شود، فعلی حرام است که این عمل نیز باید ترک شود.

گلمیرزاده با بیان این‌که متاسفانه این عمل خرافی دامن‌گیر استان ما نیز هست، گفت: از تمامی روحانیون، ائمه جماعات و مبلغین خواسته شده است تا این عمل خرافی را به اطلاع مردم برسانند.

وی خاطرنشان کرد: اعمال هر ماه نو و نماز اول آن ماه، صدقه دادن و دعا در حق دیگران از اعمالی است که در ابتدای هر ماه می‌توان انجام داد.

آیت‌الله مکارم‌شیرازی هم در دی ماه 93 در پاسخ به استفتایی نظر خود را درباره تجمع پشت درب مساجد در شب اول ماه ربیع الاول اعلام کرد.

در این پاسخ آمده است:

«با توجّه به این‌که این عمل در روایات معصومین(علیهم السلام) وارد نشده، انجام آن به عنوان یک امر مستحبّ شرعی جایز نیست و سزاوار است ائمّه محترم جماعات مردم را به سوی مراسم و توسّلاتی دعوت کنند که در روایات معصومین(علیهم السلام) وارد شده است و گرنه ممکن است افراد منحرف برای وهن مذهب هر روز امر تازه‌ای اختراع نمایند و ناآگاهان را به سوی آن دعوت کنند

*خرافه، بدعت یا سنت

و حجت الاسلام حسین هاشمی از محققان حوزه علمیه قم در سال 91 در گفت‌وگویی با یکی از رسانه‌ها گفت: اعمالی پس از پایان ماه صفر بین مردم رایج است از جمله کوبیدن در هفت مسجد، روشن کردن هفت شمع مقابل در مساجد یا جارو کردن مساجد که اینها از نظر تاریخی هیچگونه سندیتی ندارد و از سیره بزرگان و علما نبوده است.

وی ادامه داداین موارد، پیشینه روایی ندارد و بیشتر آداب و رسومی قومی و بومی است. به عنوان مثال در برخی مناطق استان بوشهر نیز دیده‌ شده است که مردم به نشانه پایان نحسی ماه صفر، قلیان می‌شکنند.

او حتی تاکید کرد: متاسفانه در بسیاری از موارد این اعمال با خرافات مخلوط شده و به مواردی انحرافی در دین تبدیل می‌شود. اگر عملی در دین وارد نشده باشد و با عنوان دین انجام شود، علاوه بر اینکه ثوابی ندارد، بلکه گناه نیز محسوب می‌شود، چرا که بدعت در دین نهی شده است.

حجت‌الاسلام هاشمی با اشاره به روایت «من بشرنی بخروج صفر قله الجنه؛ هر کس به من بشارت دهد که ماه صفر تمام شده است، بهشت برای اوست» به عنوان یکی دیگر از تحریفات خروج از ماه صفر ادامه داد: این روایت نیز از سند متقنی برخوردار نیست و به احتمال فراوان این روایت در مورد ابوذر غفاری بیان شده است، اما عده‌ای این روایت را دال بر این گرفته‌اند که بشارت دادن پیامبر به اتمام ماه صفر، ثواب و پاداش دارد.

وی درباره آداب خاص خروج از ماه صفر و حلول ماه ربیع‌الاول در روایات اسلامی و اعمال مستحبی این ماه نیز بیان کرد: در مفاتیح‌الجنان شیخ عباس قمی آداب خاصی برای این امر ذکر نشده و تنها به ذکر اعمال شب اول ماه بسنده شده است. ولی در برخی روایات، اقامه نماز شکر به شکرانه اقامه دو ماه عزاداری و عبادت، روزه گرفتن، صدقه دادن، کمک به مستمندات و قرائت زیارت پیامبر(ص) و امیرالمومنین علی(ع) در ابتدای این ماه توصیه شده است.

* استفتاء از مقام معظم رهبری

در سایت «khamenei.ir» این سوال مطرح شده است که؛« چند سالی است در شب اول ماه ربیع‌الاول حرکتی در بعضی مساجد باب شده است، شائبه بدعت و یا ترویج نوعی خرافه در آن می‌رود، ماجرا از این قرار است که در شب اول ماه ربیع‌الاول از حدود نیمه‌شب تا اذان صبح افرادی که غالباً خانم‌ها هستند با در دست داشتن شمع پشت درب مساجد مراجعه و با کوبیدن به درب مساجد و خواندن اذکاری توسل جسته و حاجات خود را طلب می‌نمایند، البته این عمل را تا هفت مسجد ادامه می‌دهند و خصوصاً این حال توسل در هنگام اذان صبح به اوج خود می‌رسد و معتقد هستند بدینوسیله اتمام ماه صفر و آمدن ماه ربیع‌الاول را خبر می‌دهند نظر حضرتعالی در این باره چیست؟»

پاسخ آیت‌الله خامنه‌ای به این پرسش این‌گونه است؛ «عمل مذکور مستند روایی ندارد و شیوه‌ای قابل تأیید نیست. اگر چه اصل اذکار و ادعیه و طلب حاجات از خداوند متعال عمل پسندیده‌ای است، لکن اشکال در شیوه عمل به نحو یاد شده است، آقایان علمای اعلام (دامت افاضاتهم) و مؤمنین (ایدهم الله تعالی) با پند و اندرز و موعظه و نصیحت از رواج چنین رفتارهایی که چه بسا ممکن است منتهی به وَهْن مذهب گردد، جلوگیری نمایند

به گزارش ایسنا، البته یکی از آداب مرسوم در پایان ماه صفر که با شهادت امام رضا(ع) نیز همراه است، حضور در بارگاه آن امام فرزانه و ایجاد پیوند عاطفی و ولایی با ایشان است، پیوندی که در زیارت تمام معصومان وارد شده است.

با این وجود و بنابر نظر فقها و بر اساس آنچه در روایات مستند و معتبر آمده است، مستحب است که مومنان در شب پایانی ماه صفر و اول ماه ربیع‌الاول؛‌ به یاد مجاهدت امیرالمومنین(ع) به مساجد رفته و تا سحر به راز و نیاز و مناجات بپردازند.

و از سوی دیگر بهترین اعمال در روزهای عید و شادی ائمه وارد شده فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد است که در هر شرایطی سفارش شده است



مسعود صفی یاری ::: چهارشنبه 95/9/10::: ساعت 7:0 عصر نظرات دیگران: نظر

توشه ای از کلام رهبری

حرکت قافله انقلاب متوقف نمی‌شود

ما و از نفس‌افتاده‌ها

مردم ایران با انقلاب اسلامی مسیرِ جدیدی را پیش رویِ خود گشودند. هدف، رسیدن به «آرمان‌ها» بود که در واقع «قله‌های تعالی و پیشرفت» هستند: «آرمانها مثل قله‌اند... آرمانها را به این تشبیه کنید. انسان دوست میدارد به آن قله برسد. 92/5/6» انقلاب، اهداف و آرمان‌های مشخصی دارد: «آرمانها چه هستند؟... ایجاد جامعه‌ اسلامی و تمدّن اسلامی یعنی احیای تفکّر اسلام سیاسی... اعتماد به نفس ملّی و اعتقاد به قدرت و توانایی ملّی... مبارزه با نظام سلطه و استکبار... عدالت‌خواهی... سبک زندگی اسلامی... آزادی‌خواهی... رشد علمی. 94/4/20» دست‌یابی به این قله‌ها و طی این مسیرِ پُرپیچ و خم فقط با «پرهیزگاری» و «تلاش» میسر است: ««بوَرَعٍ»، با ورع؛ «وَ اجتِهادٍ»، با کوشش، با تلاش، تنبلی ممنوع است، بیکارگی ممنوع است، خسته شدن ممنوع است. 93/1/31»  البته: «رسیدن به قله، بدون عبور از گردنه‌ها، یک خیال باطل است. 91/7/12» و البته: «اگر بخواهید به قله برسید، باید بروید از همین پائین کوه شروع کنید، حرکت کنید، سختی‌ها را تحمل کنید، عرق بریزید، خسته بشوید، مشکلات فراوانی را در راه تحمل کنید. 91/7/12»

توهمِ پایان انقلاب
در این مسیر، «خطرِ خسته شدن» خواصِ جامعه را تهدید می‌کند: «کسانی که روی مردم اثر می‌گذارند چند خطر بزرگ آنها تهدیدشان می‌کند که باید بسیار مراقب باشند. یکی خطر خسته شدن است.
79/3/14» در طول این راه: «بعضیها در بین راه قوه‌شان تمام می‌شود. بله؛ ضعیفترها وسط راه آذوقه‌شان تمام می‌شود... این همان ارتجاع و برگشتن است. 78/9/26» در واقع: «اینها به ضرر خودشان عمل میکنند... آن کسانی که از راه انقلاب برگردند، مثل کسانی هستند که در تابستان روزه گرفته‌اند و تا اواخر روز، روزه را حفظ میکنند، اما یک ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام میشود؛ افطار میکنند. 87/3/14» و صحبت از «پایان انقلاب» می‌کنند: «اعلام کردند انقلاب تمام شد! خودشان تمام شده بودند؛ خودشان ذخیره‌شان ته کشیده بود، قادر به ادامه‌ راه نبودند؛ دنیا را، جامعه را،   انقلاب را به خودشان قیاس کردند؛ اشتباه کردند. 89/6/31»

نشانه خسته شدن
نتیجه این «خسته شدن» و «بُریدن» در «برخورد با دشمنانِ مستکبر و مشکلاتِ ایجاد شده توسط آنها» نمود پیدا می‌کند: «بعضیها با نام عقلانیت... با نام پرهیز از جنجال و دردسر بین‌المللی، میخواهند از مبانی انقلاب و اصول انقلاب کم بگذارند! این نمی‌شود. این نشانه‌ بی‌صبری و نشانه‌ خسته‌شدن است. گاهی این خسته شدن را - که خودشان خسته شده‌اند - به مردم نسبت می‌دهند.
87/6/19» اینگونه است که «ایستادگی مقابل زیاده‌خواهی دشمن» را «اقدامیِ بی منطق» و راه حلِ رفع مشکلات را «سازش» معرفی می‌کنند. و این دقیقا خواسته استکبار است: «آنچه آمریکا از ملت ایران میخواهد، این است که ملت ایران وابستگی را قبول کند... فشارهائی که می‌آورند، برای این است. برای این است که دولت‌های جمهوری اسلامی را خسته کنند، ملت را خسته کنند. 87/8/8» اما ریشه این خسته شدن و رها کردن راهِ انقلاب «دوری از خدا» و «غلبه ی هوسها» است: «وقتی با خدا قطع رابطه شد، انسان حتّی خودش را هم درست نمیتواند بشناسد، چه برسد به جامعه‌اش، چه برسد به آرمانهایش. چه جور انسان با خدا قطع رابطه میکند؟ وقتی که هوس‌ها، گرایش‌های مادی، خودمحوری‌ها بر جان انسان غلبه پیدا کرد... آن وقت متوقف می‌شوند... اینها ریزش‌ها هستند. 89/6/31»

وعده الهی
اما نکته مهم این است که: «آینده متعلق به ملت ایران است. آینده‌ ملت ایران، رسیدن به قله‌های والای علم، اقتدار، رفاه و شرف است. و این وعده‌ الهی است.
87/8/8» با خسته شدن و پشیمانیِ «از نفس افتاده‌ها» حرکتِ «قافله انقلاب» متوقف نمی‌شود: «اینجور نیست که با روی گرداندن کسانی، این حرکت عظیم، این بنای معظم و شامخ تکان بخورد. با برگشتن یک عده‌ای از این قافله‌ی عظیم، هرگز این قافله از راه باز نمیماند. 91/7/22» و البته نباید فراموش کنیم که «ایمانِ با طراوت دینی» تنها راهِ مقابله با «آفتِ خستگی» در این مسیر است: «هر چیز دیگری قابل خسته شدن است، جز ایمان با طراوت دینی. این می‌تواند آن قدرتها را به چالش بکشد و تعدیل کند و در نهایت آنها را از بین ببرد. 92/2/9»



مسعود صفی یاری ::: سه شنبه 95/9/9::: ساعت 11:46 صبح نظرات دیگران: نظر
رهبر انقلاب در دیدار فرماندهان نیروی دریایی ارتش تمدید تحریم‌های جدید در کنگره آمریکا را ناشی از غفلت تیم مذاکره‌کننده در توجه به برخی جزئیات برجام دانستند
عجله کردند

گروه سیاسی: حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، فرمانده معظم کل قوا ظهر روز یکشنبه در دیدار فرماندهان و مسؤولان نیروی دریایی ارتش، پیشرفت‌ها و توانایی‌های نیروی دریایی در ابعاد مختلف نیروی انسانی، فرماندهی و فنی را ستودنی و قابل توجه خواندند و با تأکید بر «اهمیت به سرانجام رساندن برنامه‌ها» و «استحکام و پرهیز از شتابزدگی در کارها» خاطرنشان کردند: لازمه برطرف کردن کمبودها، «همت بلند» و «تسلیم نشدن در مقابل محدودیت‌ها» است. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، در این دیدار که به مناسبت 7 آذر روز نیروی دریایی برگزار شد، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به اهمیت صنعت دریانوردی در پیشرفت برخی کشورها، افزودند: کشور ما از مرزهای وسیع دریایی و همچنین سابقه طولانی در دریانوردی برخوردار است، بنابراین قدرت و توانایی نیروی دریایی جمهوری اسلامی باید در «شأن و تراز نظام اسلامی و تاریخ این کشور» باشد.
رهبر انقلاب اسلامی حضور قدرتمند نیروی دریایی در آب‌های آزاد را موجب افزایش قدرت و توانایی کشور خواندند و گفتند: عمق حضور در آب‌های آزاد باید افزایش یابد. ایشان در ادامه بر لزوم پیگیری برنامه‌ها و کارها تا حصول نتیجه و به سرانجام رساندن آنها تأکید و خاطرنشان کردند: ناتمام ماندن کارها، سوال و اشکال ایجاد می‌کند و متأسفانه اکنون این وضعیت در بعضی از بخش‌های مختلف کشور دیده می‌شود که از جمله این مسائل موضوع حقوق‌های نجومی است و این موضوع از مسائل مهمی است که نتیجه رسیدگی به آن برای مردم روشن نشد و سوالات در ذهن مردم باقی ماند. لزوم «رعایت استحکام و پرهیز از عجله و بی‌ملاحظگی در کارها» نکته مهم دیگری بود که رهبر انقلاب بر آن تأکید و خاطرنشان کردند: هر کاری را از ابتدا باید با استحکام آغاز کرد، زیرا عجله در کارها، مشکل ایجاد می‌کند که متأسفانه در این زمینه نیز نمونه‌هایی وجود دارد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به قضایای مذاکرات هسته‌ای، افزودند: در این مذاکرات بحث‌های فراوانی راجع به تحریم‌ها شد اما اکنون در کنگره آمریکا، مساله تمدید تحریم‌ها را مطرح می‌کنند و مدعی هستند اینها، تحریم نیست، بلکه تمدید است! رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: «شروع کردن یک تحریم» با «دوباره شروع کردن آن پس از پایان زمانش» فرقی نمی‌کند و این دومی نیز تحریم و نقض تعهدات قبلی از سوی طرف مقابل است. ایشان بروز این مشکلات را ناشی از عجله در انجام کار خواندند و افزودند: وقتی عجله داریم که کار را زودتر تمام کنیم و به جایی برسانیم، از جزئیات غفلت می‌کنیم و گاهی غفلت از یک امر جزئی، موجب ایجاد رخنه و نقطه‌ سلبی در آن کار می‌شود، بنابراین باید مراقب بود که کارها متین، محکم و با شتاب مناسب انجام شود.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، امیر دریادار سیاری، فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی با بیان گزارشی از فعالیت‌ها و اقدامات این نیرو گفت: نیروی دریایی ارتش با حضور مقتدرانه و مستمر در دریاهای آزاد نسبت به تامین منافع ملی اقدام کرده و با نمایش اقتدار دریایی جمهوری اسلامی و ایجاد بازدارندگی، عمق حضور نظام اسلامی را فراتر از آب‌های منطقه‌ای افزایش داده است.
در این دیدار، نماز ظهر و عصر به امامت رهبر انقلاب اسلامی اقامه شد.
سابقه تذکر رهبر انقلاب درباره عجله نکردن در توافق هسته‌ای
براساس این گزارش، پس از بیانات رهبر انقلاب مبنی بر اینکه تمدید تحریم‌های 10 ساله علیه ایران از اشکالات توافق هسته‌ای است که بر اثر عجله برای زودتر رسیدن به توافق و در نتیجه غفلت از جزئیات روی داده است، پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در مطلبی با عنوان «سابقه تذکر رهبر انقلاب درباره عجله نکردن در توافق هسته‌ای» نوشت: رهبر انقلاب روز یکشنبه ادعاهای طرف آمریکایی درباره تمدید تحریم‌های 10 ساله علیه ایران را از اشکالات توافق هسته‌ای دانستند که بر اثر عجله برای زودتر رسیدن به توافق و در نتیجه غفلت از جزئیات روی داده است. با مروری بر بیانات مشروح و نه محرمانه معظم‌له به دیدار مداحان در فروردین94 می‌رسیم؛ آنجا که 3 ماه مانده به رسیدن به برجام، خطاب به مسؤولان و مذاکره‌کنندگان هشدار دادند که با استفاده از نظرات مختلف و صرف نظر از بازه زمانی محدود به برطرف کردن مشکلات و جزئیات بپردازند: «الان فرصت خوبی است برای همدلی؛ یک عده‌ای مخالفند، یک عده‌ای اعتراض دارند؛ خیلی خب! مسؤولین ما که مردمان صادقی هستند، مردمان علاقه‌مند به منافع ملّی‌اند، بسیار خب، یک جمعی از مخالفین را ـ از آن افرادی را که شاخصند ـ دعوت کنند، حرف‌های آنها را بشنوند؛‌ ای بسا در حرف‌های آنها یک نکته‌ای باشد که این نکته را اگر رعایت کنند، کارشان بهتر پیش برود؛ اگر چنانچه نکته‌ای هم نبود، آنها را قانع کنند؛ این می‌شود همدلی؛ این می‌شود یکسان‌سازی دل‌ها و احساس‌ها و به تبع آن عمل‌ها. به نظر من بنشینند، بشنوند، بحث کنند. حالا ممکن است بگویند آقا ما 3 ماه بیشتر زمان نداریم؛ خب! حالا 3 ماه بشود 4 ماه، آسمان که به زمین نمی‌آید؛ چه اشکالی دارد؟ کمااینکه آنها در یک برهه‌ دیگری
7 ماه زمان را عقب انداختند. خیلی خب! دوستان ما هم اگر چنانچه در این همدلی‌ها و هم‌زبانی‌ها و تبادل‌نظرها یک وقتی گرفته شد، چه اشکال دارد، وقتی گرفته بشود، یک خرده زمان آن تصمیمات نهایی عقب بیفتد؛ طوری نخواهد شد».
20 فروردین94

وطن امروز



مسعود صفی یاری ::: سه شنبه 95/9/9::: ساعت 11:39 صبح نظرات دیگران: نظر
زمزمه ای بر مزار تازه ترین شهدای استقلال طلب مشهد
مدافعان حرم پایشان را از گلیمشان درازتر کرده‌اند. / مگر نه اینست که باید جان بدهند و پیام نه! / تقسیم کار کرده‌ایم. امنیت با شما؛ فرهنگ و اقتصاد و سیاست با ما! / بمیرید تا به کارمان برسیم. چه تقسیم کار عادلانه ای؟! / مشکلی هست اما. شهیدان نمی میرند.
نویسنده : وحید جلیلی* 

یکشنبه 29 آبان 95. مشهد. تشییع شهید حسین حریری

هوا بس ناجوانمردانه سرد است.

و سرما سخت سوزان است.

 اما سرها در گریبان نیست. دست‌های محبت می‌فشارد شانه‌هایی را که  تکیه‌گاه هم شده‌اند در گریه‌های فراق.

 حریری حرارت را باز گردانده است به رگ های شهر.

" این گل پرپر از کجا آمده                از سفر شام بلا آمده"

**

پدر ایستاده به خوشآمد. پیراهن سیاهش را از تن در کرده مبادا گمان برند برای حسین است.

سرو رعنای گلچهره‌اش . قمر الفاطمیون. که "تنها"  نشانه شهادت است امروز در میدان شهدا.

 تجزیه طلب های  تکنوکرات و سکولار، تهی کرده‌اند میدان «شهدا»ی «مشهد» را از کوچکترین –کمترین- جزئی ترین نشانه‌ای که بخواهد تداعی کند شهدا را و شهادت را؛ "مشهد" را.

***

پدر چشم می‌گرداند در میدان شهدایی که در اِشغال است. 57 را یادش می‌آید شاید؛ که آقای خامنه‌ای –امام مسجدکرامت-  پیش می‌افتاد و پشت سرش ملت.

 یا سالهای جنگ را. دوشنبه‌ها و پنج شنبه‌ها. که شهید می‌آمد.

صدام و پَهلَوی ها به خون شستند مشهد را  به 9 هزار شهید، مگر که بیفتد پرچم تاریخی استقلال –یادگار سربداران-  از دستش و جواب ؟

اینک: حسین!

**

انقلاب را ندید. و جنگ را. و نه حتی امام را. این متولد 68.

چه عزتی است در چشمان پیرمرد.

قمر الفاطمیون پسر اوست. سر دست باید گرفت این پسر را که ببیند جهان. خونی است پاشیده بر آسمان.

فریادی است برآمده از حنجر ام وهب.

دوباره اینجا «مشهد» است : نه آویخته به حاشیه دنیای مدرن   که سر برآورده در متن تمدن تاریخسازش .

مشهد : شهر شهادت.

***

 

حسین بر دوش ؛ می گذریم از خیابان های تجدد زده . یادگار اردوغان ها و ملک عبدالله های وطنی.

عبور می کنیم به علمداری "حسین"  از خشونت عریان مدرنیته، در شهر سنت و فرهنگ، به سوی قلب ایران بزرگ : حرم.

که شکر خدا هنوز می تپد و بتن نشده است.

*** 

زیر کجاوه حسین  – گوش شیطان کَر- پر است از دهه شصتی‌ها و دهه هفتادی‌ها.

اقتدا کرده به  دهه هشتادی ها و دهه نودی های آمریکایی؛ در پاره کردن پرچم‌شیطان!

نرسد به گوش آن استاد " دانش کاه" ؛ این «مرگ بر آمریکا»ها. و «مرگ بر اسرائیل»ها. و " شهادت افتخار ماست" ها

چه می‌خواهند این جوانان دهه شصتی و دهه هفتادی از جان آمریکا و اسرائیل؟

مگر تمام نشده است انقلاب؟ مگر انکار نکرده‌ایم‌شان در تریبون‌ها و رسانه‌ها؟  مگر باطل نکردیم شناسنامه‌شان را در ثبت «احوال» و «اهوال» خودمان؟ مگر قرار نبود همین چندتا را هم دوستان داعشی ( که از سالها پیش به "نه غزه نه لبنان"مان پشتشان را گرم کرده ایم)سر ببرند و تمام کنیم داستان استقلال خواهی ایرانی را. فضولی در کار کدخدا تا کی ؟ سر پیچیدن از قانون جنگل جهان تا کی؟

***

«عارفی» را برای اولین بار در شب وداع با حسین حریری  دیدم.  در مسجد هجرت.

در سلفی همراه حسین می‌گفت:" ان شاءالله جنگ با اسرائیل"

و حالا هر دو تکلیفشان را به شایستگی به  فرجام رسانده‌اند – و نه به برجام- و لبخند می‌زند عکس‌هایشان به ما.

یستبشرون باالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم الا خوف علیهم و لا هم یحزنون.

**

به حرم می رسد کجاوه وصل. پیچیده در پرچم  سه رنگ  دل انگیز جمهوری اسلامی..

ایستاده ایم به نماز. پشت سر آقای علم الهدی .

و حرم چه امن است در کنار مدافعان حرم.

اگر چه دندان تیز کرده باشند مال‌ها و میل‌ها و حیف‌ها.

و دهان گشوده باشند لیبرال‌ها و متحجرها به بلعیدن مشهد در مدرنیته ای که تق و توقش در حلب در آمده است و یمن: 

"چه می شود جدّه شود مشهد یا شارجه یا آنتالیا.استانبول لااقل. ایده آل ملک عبدالله سعودی و رجب خبیث اردوغان. صمیمی‌ترین رفقای آمریکا و اسرائیل و داعش."

مشهدِ ایران و ایران مشهد ،  امّا قرار نیست انگار، دست بکشد از تاریخش و سنتش و هویتش . استقلالش.

عارفی می‌گوید این را و حریری و جهانی.

و همین است که عصبانی می کند حضرات را.

**

"جواد جهانی"  را پنج‌شنبه دفن کردیم در بوستان خورشید. به مکافاتی.

هیچکس موافق نبود. شهید اما گوش نکرد به حرف هیچکداممان.

جلسه ها برگزار شد و دعواها ...در میان خودی ها.

که می‌ترسیدند سنت شود: «آقا از فردا اگر هر کدام از شهدا بخواهند خونشان را خرج دفاع از حریم و فرهنگ و هویت مشهد کنند که سنگ روی سنگ  ...  پس ما چه کاره ایم که شهدا دخالت در مهندسی فرهنگی کنند ؟.... »

وصیت کرده "جهانی"  که در ارتفاعات جنوبی (همان جا که رانت‌خواران مشغول کارند) دفن شود. بر فراز بوستان خورشید.

در میانه جنگ حلب؛ نگران این حریم هم هست مدافع حرم. فریاد حقیقتش را در فضای مجازی منتشر کرده است:

«آنجا خاکم کنید شاید آنها که جانمان را فدای امنیت شان کردیم  تجدید نظر کنند در رفتارشان. پوشش‌ها شاید بهتر بشود...» 

و پیچیده است صدایش در شهر.  پس تکنولوژی را هم می شود  ابزار  کرد برای سنت! 

در مشهد عکسش بوده تا به حال. هر چه سنت برای شهر می آورَد را خرج آنتالیا شدن باید کرد! عجب بدعتی!

**

مدافعان حرم پایشان را از گلیمشان درازتر کرده‌اند.

مگر نه اینست که باید جان بدهند و پیام نه!

تقسیم کار کرده‌ایم. امنیت با شما؛ فرهنگ و اقتصاد و سیاست با ما!

بمیرید تا به کارمان برسیم. چه  تقسیم کار عادلانه ای؟!

مشکلی هست اما. شهیدان نمی میرند.

و دایم است پیام بشارتشان به مردم: بل احیاء.....فرحین بما اتیهم الله من فضله و یستبشرون....

****

تاوان خواهد داشت این پا از گلیم درازتر  کردن ها. این از کدخدا نترسیدن ها و دلسرد نشدن ها و به مردم دلگرمی دادن ها .مشهد باید تاوان بدهد.

**

همان یکشنبه ای که تشییع کرده ایم آخرین کشته مشهد در نبرد با داعش را .

هجوم می کنند دوباره مغول‌های مدرن به خراسان.

که بیاندازید پرچم استقلالتان را. هویتتان را. تاریختان را.

" جنگِ انگ" راه انداخته‌اند به سودای تسخیر دوباره خراسان بزرگ .

به تیرها  و تیترهای داعشی !  

چه غوغایی  است! تازه می شود فهمید معنای جیغ "بنفش"  را.

داعشی خطاب کرده اند مشهدی ها  را به تاوان خطایی که دادستانی کرده یا نکرده؟

آتش تهیه ای برای انتخوابات.

***   

مبادا منتشر کنند سخنرانی پدر شهید حریری را وقت دفن حسینش در بهشت رضا.

بر خواهد خورد به تکفیری ها و بسا که آتشی ترشان کند در ترکتازی. تکفیری های مدرن.

که به جای کفر؛ به اسلام متهم ! می کنند . "تسلیمی ها" بایدشان گفت . به هر دو معنا. و مباح است همه چیز برایشان .  

دیر نیست که بکوبند این وقاحت پیشگان ،تصویر زیبای مدافعان حرم را بر اسکناس هایی که کناسان دربار استکبار در کنیسه های صرافان صهیونیست نقش انداخته اند.

بالاست دست ها و تمام اعضا و جوارحشان در برابر کدخدا .

و مترصد که کسی بالای چشم آمریکا ابرویی ببیند. یا سرو رعنایی تیر بیندازد سمت داعشی های گرانقدر که تضمین کرده اند امنیت اسرائیلِ  سوسیال –دموکرات را.  

روزگاری است. در خیابان های نیویورک و کالیفرنیا شعله به  پرچم شیطان افتاده ، و اینجا پاره شده گلوی روشنفکران وطنی در تقبیح  استقلال خواهی و مرگ بر آمریکاگویی ایرانیان!

اذیت می کند استقلال ایران؛ لیبرال مازوخیست ها را.

جیغ بنفش می کشند که در مشهد عَلَم استقلال بلند شده است . و ایستاده اند به انداختنش. و ملحق کردنش به تجزیه طلبان ایالات متحده تهران شمالی و توابع !

همان ها که قانون وطن را طفیل تصمیم تفاله های ترامپ کردند ، همان گیتاریست های هیلاریستی که زیر ایوان کاخ سفید کنسرت "هر چه آن خسرو کند شیرین بود" راه انداختند، حالا نگران وطن شده اند و قانون.

ای جماعت نه اگر بیش کمی عار کنید       کی شما روزه گرفتید که افطار کنید؟ 

در آمریکا همهمه تزلزل  است. "ژنرال" ها  نگران ستاره های پرچم  کدخدایند. چرا ایران ایالتی نباشد از ایالاتِ حالا دیگر غیر متحده !

اسب زین کرده است میلیشیایِ مجازیِ  مغول هایِ مدرن ، نعل وارونه  می زند به غارت خراسان به تلافی تُفویی در مقدم قاضی شارحی که همان را هم شایسته نبود.

عروسک گردانان از چه می ترسانند مشهدِ خامنه ای و مطهری و  شریعتی و هاشمی نژاد و دیالمه و کاوه و برونسی و چراغچی را ؟

برادر جان خراسان است اینجا !

****  

جهانی ها و عارفی ها و حریری ها زنده اند هنوز و همیشه . اگر چه داعشی ها خیال  کدخدایتان را جمع کرده  باشند که "اِربا اِربا " یشان  کردیم.

ببینید اینک علم استقلال  خواهی را بر قله قلب ایران سرفراز.  

و بشنوید از زائران حرم "الصدیق الشهید" - مرتفع ترین پناه  پرچم عزت و استقلال ایران اسلامی  - که  دست کوتاه هیچ اعزه علی المومنین اذله علی الکافرینی را یارای فروانداختن پرچم خونین استقلال ایران اسلامی نیست اگرچه هزار بار "پیاده" به زیارت شیطان بزرگ رفته باشد و چلّه ها  بر خانقاه ِ قاه قاه کری ها و ترامپ ها نشسته باشد.

این گوی و این میدان .

*مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

منبع : فارس

 



مسعود صفی یاری ::: چهارشنبه 95/9/3::: ساعت 12:20 عصر نظرات دیگران: نظر

رسوایی انتخابات آمریکا دربرابر افکار عمومی مقدمه اضمحلال امپراطوری

بی آبرو

«آنچه حالا این دو نامزد محترم ریاست‌جمهوری که یکی از اینها بالاخره چندروز دیگر خواهد رفت در کاخ سفید و رئیس‌جمهورِ آنجا خواهد شد، لابد حرف بی‌حساب نمیزند؛ دوتایی باهم بدند، امّا دست‌به‌دست هم داده‌اند برای افشاگری آمریکا 95/8/12»  این جملات درست یک هفته مانده به روز برگزاری انتخابات آمریکا  از سوی رهبر انقلاب بیان شد. انتخاباتی که اتفاقات و رویدادهای مربوطه، اظهارات دو کاندیدا و نتیجه آن همگی موجب حیرت ناظران بین‌المللی، رسانه‌ها و افکار عمومی جهانی شد.

 

ماجرای بزک کردن چهره آمریکا
یکی از محورهای کلیدی در دوران ریاست جمهوری اوباما در بیانات رهبر انقلاب، تلاش دولتمردان این کشور و رسانه‌های بین‌المللی و به تبع آن برخی افراد و گروه‌های داخلی برای تغییر تصویر آمریکا در میان مردم دنیا وبه‌خصوص مردم کشورمان است: «یکی از کارهای آمریکایی‌ها در این سالهای آخر، این است که کسانی را وادار کنند به بَزَک‌کردن چهره‌ی آمریکا؛ به اینکه این‌جور وانمود بکنند که آمریکایی‌ها اگر هم یک روزی دشمن بودند، امروز دیگر دشمنی نمیکنند؛ هدف این است که چهره‌ی دشمن برای ملّت ایران پنهان بماند تا از دشمنی او غفلت بشود و او بتواند دشمنی خودش را اعمال کند و خنجر را از پشت فرو کند؛ هدف این است. 94/8/12»  اما هستند جریانهایی که این واقعیت مهم را نمی‌فهمیدند یا نمی‌خواستند بفهمند: «یک عدّه‌ای البتّه مغرضانه این کار را میکنند، یک عدّه‌ای هم از روی ساده‌لوحی این کار را میکنند. واقعیّت قضیّه این است که اهداف آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی هیچ تغییر نکرده است؛ هیچ تغییر نکرده. امروز هم اگر بتوانند جمهوری اسلامی را نابود کنند، یک لحظه تأمّل نمیکنند؛ منتها نمیتوانند... البتّه در عالم سیاست و در عالم گفتگو، جور دیگری حرف میزنند؛ آنجایی که لازم است، نرمش در گفتار هم نشان میدهند، امّا باطن قضیّه این است، باطن قضیّه این است. این را ملّت ایران نباید فراموش بکند. 94/8/12»

سالهای پایانی یک امپراطوری، روزهای سقوط
رهبر انقلاب اما از همان سالهای آغازین رهبری خود روند رو به زوال امپراطور مستکبر دنیای جدید را می دیدند و از آن به روشنی خبر می‌دادند: «با استنباط از اوضاع جهانی نسبت به آینده بسیار خوشبین هستم. دوران امپراطوریهای قدرت و سیادت آمریکا و اروپا در جهان به سر آمده است و محاسبات نیز همین امر را اثبات می‌کند. وعده الهی در حال تحقق است. 69/9/18» این هشدارها در همه سالهای پس از آن نیز ادامه داشت:  «آمریکا روند نابودی رژیم استکباری خودش را آغاز کرده، خیلی هم پیش رفته و مردم دنیا شاهد این خواهند بود؛ هرچند با استفاده ی از قدرت، سروصدایی می کند. 83/2/12» رهبر انقلاب حتی گاهی از پیش‌بینی فروپاشی و سقوط هم فراتر رفته و اضمحلال معنوی و فکری آمریکا در جهان در سالهای جاری را روایت می‌کنند: «آمریکا سقوط کرده. امروز هیچ دولتی در دنیا به قدر دولت آمریکا منفور نیست. اگر امروز دولتهای منطقه‌ی ما و دولتهای دیگر جرأت کنند و یک روزی را به عنوان روز برائت و نفرت از دولت آمریکا معین کنند و به مردم بگویند در این روز بیائید راهپیمائی کنید، بزرگترین راهپیمائی تاریخ در دنیا اتفاق خواهد افتاد! این از موقعیت آبروئی آمریکا. 91/8/10»

آغاز فروپاشی
«این مناظره‌ی دو نامزد [ریاست جمهوری] آمریکارا دیدید؟ حقایقی که اینها بر زبان راندند دیدید؟ شنیدید؟ اینها آمریکا را افشا کردند. چند برابر چیزهایی را که ما میگفتیم و بعضی باور نمیکردند و نمیخواستند باور کنند، خود اینها گفتند. و جالب این است که آن که صریح‌تر گفت، بیشتر مورد توجّه مردم قرار گرفت. آن مرد چون واضح‌تر گفت، صریح‌تر گفت، مردم آمریکا بیشتر به او توجّه کردند.» این جملات رهبر انقلاب بلافاصله پس از مشخص شدن نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا به عنوان نگاه درست و واقع‌بینانه رهبر جمهوری اسلامی ایران مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت. نتیجه انتخاباتی که برای بسیاری از رسانه‌ها حتی تا ساعتی پیش از پایان شمارش آرا و اعلام نتایج اولیه قابل پیش‌بینی و فهم نبود. اما رهبر انقلاب ما با چه استدلال و با چه منطقی به این فهم از دولت و جامعه آمریکایی رسیده بودند. «طرف مقابل گفت این پوپولیستی کار میکند؛ عوام‌گرایانه، چرا عوام‌گرایانه؟ برای خاطر اینکه حرفهایش را مردم نگاه میکردند، میدیدند درست است؛ در واقعیّات زندگی خودشان آن را میدیدند. ارزشهای انسانی در آن کشور نابودشده و لگدمال‌شده است؛ تبعیض نژادی وجود دارد... فقر آمریکایی‌ها را [هم گفت]. گفت 44 میلیون نفر در آمریکا گرسنه‌اند. او گفت و دیگران هم گفتند که کمتر از یک درصد مردم آمریکا مالک نود درصد ثروت آمریکا هستند. ارزشهای انسانی در آنجا لگدمال شده است؛ تبعیض، اختلاف، نژادپرستی، لگدمال کردن حقوق بشر. 95/8/12»

بی‌آبرویی دربرابر فکار عمومی مقدمه  اضمحلال
«یکی از اینها بالاخره چندروز دیگر خواهد رفت در کاخ سفید و رئیس‌جمهورِ آنجا خواهد شد، لابد حرف بی‌حساب نمیزند؛ دوتایی باهم بدند، امّا دست‌به‌دست هم داده‌اند برای افشاگری آمریکا و برای نابود کردن آبروی آمریکا و موفّق هم شده‌اند. 95/8/12»



مسعود صفی یاری ::: دوشنبه 95/9/1::: ساعت 1:47 عصر نظرات دیگران: نظر

 

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، اگر اندکی در فلسفه و ماهیت زیارت اربعین حسینی دقت و تأمل شود، متوجه خواهیم شد، که این همایش دینی و سیاسی هیمنه و قدرت اتحاد مسلمین جهان را، به گوش ابرقدرت‌های جهان می‌رساند. قدرت اتحاد بالاتر از همه‌ تسلیحات نظامی معاندان اسلام است.
نیت زوار اربعین از منظر امام صادق(ع)
هدف، چیزی است که تفاوت انسان‌ها را مشخص می‌کند. چنانچه شخص در انجام هر کاری هدف و نیت مناسبی داشته باشد، قیمت کار خود را بالا برده و گرنه کارش کم ثمر خواهد بود.پیامبر خدا(ص) درباره اهمیت داشتن هدف و نیت خوب می فرمایند: «اَلنِّیَّةُ الحَسَنَةُ تُدخِلُ صاحِبَهَا الجَنَّةَ»؛ نیت خوب صاحب خویش را به بهشت مى‌برد.»

داشتن هدف و نیت‌های متعالی در هر کاری پسندیده است و در عبادات واجب. یکی از کارهای مهم و با ارزش در این زمان، حرکت عظیم پیاده روی اربعین است. شایسته است که شخص مؤمن قبل از پیاده روی اربعین از نیت مناسبی بهره‌مند باشد تا نتیجه عملش چند برابر شود و از وحدت عملی حداکثری برخوردار شوند و چه بهتر که نیتی را مدنظر قرار دهیم که صادق آل عبا(ع) آن را امضا کرده است.
دعای امام صادق(ع) برای زوار امام حسین(ع)
معاویه ابن وهب می‌گوید نزد امام صادق(ع) رفتم و دیدم ایشان بعد از نماز برای زوار امام حسین(ع) دعا فرمودند و بعد این چنین فرمود: «دَخَلْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ هُوَ فِی مُصَلاَّهُ فَجَلَسْتُ حَتَّى قَضَى صَلاَتَهُ فَسَمِعْتُهُ وَ هُوَ یُنَاجِی رَبَّهُ فَیَقُولُ ...اِغْفِرْ لِی وَ لِإِخْوَانِی وَ زُوَّارِ قَبْرِ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع اَلَّذِینَ أَنْفَقُوا أَمْوَالَهُمْ وَ أَشْخَصُوا أَبْدَانَهُمْ رَغْبَةً فِی بِرِّنَا وَ رَجَاءً لِمَا عِنْدَکَ فِی صِلَتِنَا وَ سُرُوراً أَدْخَلُوهُ عَلَى نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ ص وَ إِجَابَةً مِنْهُمْ لِأَمْرِنَا وَ غَیْظاً أَدْخَلُوهُ عَلَى عَدُوِّنَا أَرَادُوا بِذَلِکَ رِضْوَانَکَ؛ معاویه بن وهب گوید: به نزد امام صادق (ع) در آمدم و او در محل نمازش بود؛ پس نشستم تا نمازش را به جا آورد و شنیدم که در نمازش با پروردگار نجواکنان می‌گفت: آنان که به سبب اشتیاق در نیکی به ما و امید به پاداش‌هایی که در دوستی و پیوند با ما نزد توست و برای شادمان نمودن پیامبر تو محمد (ص) و پذیرفتن فرمان ما و خشمگین ساختن دشمنان ما دارایی خویش را انفاق نموده و به سوی ما رهسپار شده‌اند و از این انفاقگری و راهسپاری، خشنودی تو را می‌جویند.»
شرح و تبیین حدیث:
قسمتی از این روایت اشاره به نیت‌های ویژه زائرین قبر امام حسین (ع) دارد که به نوعی تأیید این گونه نیت ها اشاره دارد. شایسته است که زائرین اربعین مزین به این نیت‌ها گردند تا از تمامی برکات این حرکت بزرگ بهره مند شوند.
1- خدمت به ساحت اهل بیت
یکی از آرزوهای هر شیعه این است که بتواند به محضر اهل بیت رسول خدا(ص) خدمت کند. چرا که قرآن به پیامبرش دستور داد تا به مؤمنین بگوید: «لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى[شوری/23]؛ من از شما اجری نخواهم مگر محبت نزدیکانم». میل به مودت و خدمت به آستان مقدس اهل بیت رسول خدا و علی الخصوص ابی عبدالله(ع) آنچنان در بین شیعیان شعله ور است که برای آن، نمونه‌های خیلی بارزی می‌توان در تاریخ مثال آورد. پول‌هایی که در این راه صرف می‌شود نمونه کوچکی از آن است. امام صادق (ع) با توجه به این مطلب یکی از نیات شیعیان را در زیارت کربلا خصوصاً و در پیاده روی اربعین عموماً خدمت به ساحت ایشان معرفی کرده و فرمود: «رَغْبَةً فِی بِرِّنَا»؛ (به امید اینکه سبب نیکی به اهل بیت است [زیارت امام حسین(ع) وپیاده روی اربعین] را انجام می‌دهند».
2- اجر خدمت به اهل بیت
زندگی کوتاه دنیوی، مقدمه‌ای است برای رسیدن به زندگی جاودان اخروی؛ و انسان‌ها برای رسیدن به مواهب بزرگ الهی در آخرت، می‌بایست با انجام کارهای خیر برای خود اجر معنوی جمع کنند. امام صادق (ع) زائر امام حسین (ع) را برخوردار از عظیم ترین اجور الهی می‌داند و می‌فرماید: «وَ رَجَاءً لِمَا عِنْدَکَ فِی صِلَتِنَا»؛ شیعیان به امید زدیک شدن به آنچه نزد خودت است به ما خدمت می کنند. میزان این اجر چه مقدار است؟ امام صادق(ع) برای آن محدوده‌ای معین نکرده‌اند و فقط به این بسنده فرموده «آن چه نزد پروردگار است.» یعنی این عمل آنچنان پاداش عظیمی دارد؛ که نمی‌توان برای آن حدی مشخص کرد.
3- شاد کردن دل رسول خدا
علاوه بر اینکه زیارت اربعین باعث دلگرمی مؤمنین و شیعیان می‌شود و دل انسان را به خداوند نزدیک می‌کند، بنا به فرمایش امام صادق(ع)، باعث شادی دل رسول خدا(ص) می‌شود. «وَ سُرُوراً أَدْخَلُوهُ عَلَى نَبِیِّکَ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ». خوشحالی و سروری که با این زیارت خود به قلبِ رسول الله(ص) وارد می‌کنند. یعنی زائرین قبر امام حسین(ع) قلبِ پیامبر اکرم(ص) را خوشحال می‌کنند و این بسیار مهم و ارزشمند است.
4- اطاعت امر ائمه
یکی از آرزوهای عاشق آن است که معشوقش از او تقاضایی کند هرچند کوچک. در این صورت او سر از پا نخواهد شناخت و با علاقه ای بی نظیر آن را اجابت خواهد کرد. به فرموده امام صادق (ع) شیعیان به هدف اجابت امر اهل بیت(ع) به دور شمع وجود حسین ابن علی (ع)، پروانه وار می‌گردند و او را زیارت می‌کنند.«وَ إِجَابَةً مِنْهُمْ لِأَمْرِنَا»؛ و در این ره هر چه بیشتر سختی برسد لذتش دو چندان خواهد بود.
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم/ سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور
5- سبب نا امیدی دشمنان
یکی از ضربه‌هایی که مسلمین خورده‌اند از تفرقه بوده است. حتی جریان شهادت امام حسین(ع) بعد از ایجاد شکاف در میان حامیان امام حسین(ع) ایجاد شد. حال بعد از گذر نزدیک 1400 سال، شیعیان در همایش بزرگ اربعین،بر اندام دشمنانشان لرزه می‌اندازند. یکی از اشارات امام صادق(ع) به همین موضوع است که می‌فرماید: «وَ غَیْظاً أَدْخَلُوهُ عَلَى عَدُوِّنَا»؛ به انگیزه ایجاد کردنِ غیض در دلِ دشمنان ما این زیارت را انجام می‌دهند.

«ایندیپندنت»، یکی از روزنامه های پرتیراژ بریتانیا؛ در گزارشی به معرفی مراسم اربعین حسینی پرداخت و آن را «بزرگترین مراسم مذهبی جهان» توصیف کرد. وقتی سیاست گذاران بزرگ کاخ سفید این اجتماع بی‌نظیر را مشاهده می‌نمایند، می‌فهمند که تمامی نقشه هایشان بر باد رفته و به نوعی این حرکت باعث ناامیدی و اختلاف در سپاه کفر می شود.
6- قرب الهی
نقطه پرگار اعمال هر مومنی قرب الهی است. اگر مسلمین حرف پیامبرشان را با گوش جان می‌شنوند به خاطر جایگاه وی نزد خدایشان است. حرکت به سوی حرم حسینی در اربعین نیز تنها به نیت قرب الهی معنا دارد. از این روست که امام صادق (ع) به نیت الهی شیعیان، در این دعای زیبا اشاره می‌کنند و می فرمایند: «أَرَادُوا بِذَلِکَ رِضَوانکَ»
امید است که با عنایت به این خواست اهل بیت همه زوار حرکت عظیم و جهانی اربعین، با انگیزه های متعالی، قدم در این مسیر نهند؛ تا به لطف خداوند بهترین نتایج را از قبل آن در دنیا و آخرتشان با خود به همراه برند.

 



مسعود صفی یاری ::: چهارشنبه 95/8/26::: ساعت 9:28 صبح نظرات دیگران: نظر
د‌ر استقبال از پیاد‌ه‌روی زائران حسینی
راهی‌که «حبیب» می‌سازد‌!
سخنان صد‌ و بیست و چهارهزار پیامبر هنوز د‌ر بشر اثر نکرد‌ه است و حالا د‌ر این واد‌ی پربلا که زوار به عمر روزگار بعد‌ از عاشورا به قصد‌ د‌ید‌ار و لبیک گویی به غریب‌ترین سفیر خد‌ا د‌سته د‌سته خواهند‌ آمد‌...
پایگاه خبری انصارحزب‌الله: کهیعص! قسم به کربلا آن کربِ پربلا... قسم به سختی و شد‌ت هلاکت و قتل عام شد‌ن فرزند‌ان احمد‌مختار صلی‌الله علیه و‌اله... قسم به نورالله که د‌ر نیم روزی جانکاه طومار یزید‌ قسی‌القلب و حکومت افسانه‌ای او را د‌رهم پیچید‌... قسم به عطش و د‌ید‌گانی که از تشنگی تیره و تار شد‌... قسم به صبر و مقامات شریفش؛ که نور خد‌ا خاموش شد‌نی نیست ولو اینکه مشرکین و ملحد‌ین اکراه د‌اشته باشند‌...

قسم به منزلت صبر و عطش و نور و شهاد‌ت و کربلا که زوارالحسین علیه‌السلام به نص صریح احاد‌یث نبی مکرم و ائمه اطهار علیهم‌السلام، ایمن شد‌گان از هراسهای یوم‌الحشرند‌ و جمع شوند‌گان زیر لوای شفاعت حسین علیه‌السلام...

که؛ زائر، طالب است. زائر، واجد‌ است. زائر، عارف است. زائر، عاشق است... زائر، واصل است.

زائر، مکرم است از جانب خد‌ا. زائر، محبوب ملائکة‌الله است. زائر د‌ر ظل عنایت و حمایت و شفاعت حسین علیه‌السلام است که خود‌ او (علیه‌السلام)، بفرمود‌ه صاد‌ق‌ال‌الله علیه‌السلام د‌ر سایه عرش خواهد‌ نشست د‌ر یوم‌الحشر و زائران و عاشقان و پیروانش از شد‌ت سرور و سرمستی چنان خواهند‌ شد‌ که کیفیتش را کسی جز خد‌ا نمی‌د‌اند‌. و هرگاه زائر خسته اما مشتاق به د‌ید‌ار رود‌ با سر و روی غبار گرفته، این خد‌است که به ایشان مباهات می‌کند‌ و قسم به عزت و بزرگی خویش می‌خورد‌ که؛ یا ملائکتی! هولاء زوارالحسین حبیب محمد‌ رسولی و محمد‌ حبیبی و من احبنی احب حبیبی و من احب حبیبی احب من یحبه...

زائر، وعد‌ه‌ای محقق گشته است. زائر تعبیر آخرالزمانی حد‌یث ام‌ایمن است. زائر تاویل فرمایش زینب کبری سلام‌الله علیهاست برای عالمگیر شد‌ن یاد‌ و نام خاند‌ان وحی. زائر، پاس‌بان چراغ هد‌ایت است. زائر، سائر است، مسافر است، حاجی است... که صاد‌ق‌ال‌الله علیه‌السلام فرمود‌: زیارت قبر حسین علیه‌السلام برابر با یک حج و عمره است!

که اگر شناسای حق حسین علیه‌السلام باشد‌، مانند‌ کسی است که سه بار همراه رسول‌الله حج گزارد‌ه باشد‌...

 

و اربعین؛ وعد‌ه‌گاه اجتماع بزرگ زوارالحسین علیه‌السلام است... همان چهلمین منزل از سفرنامه صبر و صبوری و آزاد‌گی.
زائر اربعین، مهمان اختصاصی زینب کبری سلام‌الله علیهاست د‌ر آن مجلسِ عزایی که اقامه می‌گرد‌د‌ د‌ر عوالم نوری و قد‌سی، و هر کسی را بد‌ان راه نیست. د‌عوتنامه می‌خواهد‌. و گمان نکن از هزاران هزار زائر، همه د‌عوت باشند‌. زائرحسین علیه‌السلام بود‌ن، حق معرفتش را می‌‌طلبد‌ تا رخصت د‌هند‌ به مجلسی، آگاه و واقف گرد‌ی که د‌گرگونه مجلس عزایی است مصائب‌الحسین علیه‌السلام را...

که وقتی مرقد‌الحسین علیه‌السلام را از هرکجای راه برابر چشم خویش تصور و تجسم نمود‌ با حزن و ناله می‌گوید‌: من به عنوان خنخواه تو آمده‌ام تا آمادگی خود را به امام زمان عجل‌الله عرضه دارم. که اگر غیر از این می‌‌بود‌، امام عسگری علیه‌السلام، زیارت اربعین را از علامات پنج گانه مومن نمی‌شمرد‌. زائر شناسا به حق معرفت حسین علیه‌السلام، واقف است این چراغ هد‌ایت چگونه چراغیست و به چه بهایی روشن نگه د‌اشته شد‌ه است. واقف است این خون، نورالله است. 

واقف است که اگر بالاترین نقطه عالم و اعلی‌ترین و رفیع‌ترین منزل و جایگاه عند‌رب‌العالمین، عرش‌الله است؛ بر پیشانی آن موقف نوشته شد‌ه است: ان‌الحسین مصباح‌الهد‌ی و سفینة‌النجاة. زائر واقف است که آن مصباح چگونه چراغی است و اوصافش د‌ر کلام‌الله آمد‌ه است. زائر واقف است که حسین علیه‌السلام د‌اشته‌ها و ند‌اشته‌هایش را وقف خد‌ا نمود‌ و به بذل خون قلب خویش بشریت را از گمراهی و جهل نجات د‌اد‌.

معنای عجیبی است آنکه زائر مطلوبش را نزد‌ خد‌ا با حسین علیه‌السلام می‌ یابد‌. و نه زائری که د‌نبال حاجات د‌نیایی است. بلکه زائری که خونخواه و سوگوار ابد‌ی وترالموتور است.

خونخواه حقیقی حسین علیه‌السلام خد‌است و د‌ر این معنا زائر مطلوب و خواسته‌اش را که خوانخواهی است با حسین علیه‌السلام د‌ر نزد‌ خد‌ا می‌ یابد‌.

زائر مود‌ب به آد‌اب زیارت است و این آد‌اب زیارت را نه فقط د‌ر کربلا و منازل قد‌سی... بلکه از لحظه حرکت به قصد‌ زیارت حسین علیه‌السلام ملزم به مراعات است. زائر، خود‌ را د‌ر حضور اباعبد‌الله علیه‌السلام می‌د‌اند‌... نه حتی از لحظه حرکت بلکه از زمانی که شوق زیارت به د‌لش می‌‌افتد‌ و گاه سالهای سال با این اشتیاق جانکاه می‌سوزد‌ و می‌سازد‌ و انتظار می‌‌کشد‌ تا زمانی که د‌عوتنامه می‌رسد‌ که: بیا! چشم انتظاریم تو را!

پیاده روی اربعین / اربعین است و جهان دل به غمت می بندد

زائر پا جای پای کسانی می‌گذارد‌ که خد‌اوند‌ روضه‌خوان ایشان گشته است و جبرئیل امین خبر مصائب‌الحسین علیه‌السلام را با ایشان گفته است:

آد‌م و حوا... ابراهیم خلیل‌الله... موسی کلیم‌الله و یوشع بن نون... سلیمان نبی... عیسی روح‌الله... خاتم‌النبیین... امیرالمومنین...
زائر پا جای پای زینب کبری سلام‌الله علیها و کود‌کان و د‌ختران معصوم و مظلوم حسین علیه‌السلام می‌گذارد‌...

پا جای پای زائرانی که به عمر روزگاران بعد‌ از عاشورا به چه بهای گران و چه رنج‌ها و مشقت‌هایی زائرالحسین علیه‌السلام گشته‌اند‌...

اگر سفر به معرفت و حق شناختن حضرت مصباح‌الهد‌ی علیه‌السلام باشد‌، صیرورت د‌ارد‌. نمی‌شود‌ که چنین سفری زائر را د‌گرگون نکند‌ و باعث صیرورت و «شد‌ن» او نگرد‌د‌.

مسلم شد‌ن‌ها! زهیر شد‌ن‌ها! حبیب شد‌ن‌ها! بریر شد‌ن‌ها!...
حسین علیه‌السلام به زبان عاطفه و احساس و عقل و عشق با بشر سخن کرد‌ه که اگر به کمند‌ یک کد‌ام از اینها گرفتار نشد‌ی به کمند‌ د‌یگری گرفتار یار گرد‌ی!

که اگر گرفته‌ی یار نشوی، گرفتار خویش می‌ مانی و از معنای آزاد‌گی چیزی نمیفهمی...

سخنان صد‌ و بیست و چهارهزار پیامبر هنوز د‌ر بشر اثر نکرد‌ه است و حالا د‌ر این واد‌ی پربلا که زوار به عمر روزگار بعد‌ از عاشورا به قصد‌ د‌ید‌ار و لبیک گویی به غریب‌ترین سفیر خد‌ا د‌سته د‌سته خواهند‌ آمد‌... حسین علیه‌السلام بار هد‌ایت امتی را... نه! بار هد‌ایت جوامع بشری‌الی یوم‌الحشر را بر د‌وش د‌ارد‌. رسالت هزاران پیامبر با اوست. خون قلب خویش را می‌ بخشد‌ تا بشر را از ضلالت و گمراهی نجات د‌هد‌. که، اربعین شهاد‌ت د‌اد‌ن به این مفهوم متعالی است.

صد‌ و بیست و چهار هزار پیامبر وعظ کرد‌ه‌اند‌ و رنج‌ها برد‌ه‌اند‌ و بشر گوشی برای شنید‌ن ند‌اشته ! قرار است صد‌ای گریه خند‌ه ی طفل شش ماهه حسین علیه‌السلام وقتی تیر گلوی لطیفش را پاره می‌کند‌ و طفل تلظی می‌کند‌ و لبخند‌ی میزند‌ و چون گل د‌ر د‌ستان پد‌ر پرپر می‌شود‌؛ آن سان که گلبرگی لطیف د‌ر مقد‌م باران بهاران ... بشر را بید‌ار کند‌ و به خود‌ بیاورد‌.

این یک کوچک و کم سن و سال عیار آن صد‌ و بیست و چهار هزار را یک بی نهایت عجیب و لاید‌رک و لایوصف می‌کند‌. این آخرین سرباز حسین علیه‌السلام به زبان عاطفه با تاریخ آنگونه صریح و بی پرد‌ه سخن می‌کند‌ که باور نکرد‌نی است... اگرچه این آخرین سرباز، آخرین د‌اشته‌ی حسین علیه‌السلام نیست و ان شاء‌الله د‌ر نوشتارهای آتی به آنچه بعد‌ از عاشورا حسین علیه‌السلام د‌ر راه خد‌ا می‌د‌هد‌ تا نهضت عظیم و جهانی اربعین و اجتماع متصل به قیام و حکومت جهانی عجل‌‌الله فرجه را راه بیند‌ازد‌، اشارتی خواهد‌ رفت ...

اربعین شد دل ما در سفر کرب و بلاست

زائر به مصباح‌الهد‌ی علیه‌السلام می‌‌اند‌یشد‌ تمام راه ...
به کیفیت روشن ماند‌ن این نور که جاذبه‌های معنوی اش زمان را بی معنا و گذر آن را بی تاثیر کرد‌ه است. زائر به اشکهای متصل به باور متعالی می‌ اند‌یشد‌. زائر به آرمان نهایی د‌ل مید‌هد‌. از خود‌ می‌گذرد‌ و د‌ر د‌ریایی بیکرانه غرق می‌گرد‌د‌. برای د‌ریا شد‌ن قطره بود‌ن لازم است و این همان صیرورتی است که سفینه نجات مد‌ نظر د‌اشته است. مقصود‌ حسین علیه‌السلام د‌ریا کرد‌ن این قطره‌ها بود‌ه است... اما چون پای مصائب‌الحسین علیه‌السلام به میان بیاید‌، قطره بود‌ن سخت می‌شود‌. تا د‌ریا اگرچه راهی نماند‌ه باشد‌؛ اساسا قطره بود‌ن کار د‌شواری است...

زائر با این د‌ید‌گاه است که زمزمه‌های حزین د‌ارد‌: «پد‌رم و ماد‌رم فد‌ایت‌ای اباعبد‌الله، سفر من با وجود‌ راه د‌ورم بسوی توست و اشکم برای تو سرازیر گشته است و اند‌وه و گریه و ناله و فریاد‌ و صد‌ای من، بر توست و آمد‌نم بسوی توست و گناه بزرگم را با تو می‌ پوشانم. به زیارت و میهمانی تو آمد‌ه ام د‌ر حالیکه پشت خود‌ را از بار گناهان سنگین کرد‌ه ام. مرا چه عذری است اگر بر تو نگریم که از د‌ورترین جای بهشت تا زمین خاکی بی تابانه برایت گریسته‌اند‌؟...» زیارت مطلق / د‌انشنامه امام حسین علیه‌السلام
زائر، پیام رحمانی حسین علیه‌السلام را به زبان گریه پاسخ می‌د‌هد‌ و به مویه و بیتابی مقد‌س، لبیک می‌گوید‌ حسین علیه‌السلام را...

زائر، پیام رسان است. پیک است. قاصد‌ است. سفیر است حسین علیه‌السلام را... و اربعین؛ وعد‌ه‌گاه مقد‌س این منظور و مقصود‌ معظم است...

 



مسعود صفی یاری ::: شنبه 95/8/22::: ساعت 2:23 عصر نظرات دیگران: نظر

مجموعه متن های ادبی درباره عفاف و حجاب

حیای مریم

زنان خوب، میراث‌دار عفاف فاطمه و حیای مریم‌اند، دریغا که بازیچه‌ی هوس شوند و به ویروس گناه آلوده گردند.

دزدان ایمان و غارتگران شرف در کمین‌اند و کوچه و خیابان، شکارگاه صیادان است.

گوهر عفت و نجابت، کم ارزش‌تر از طلا و پول و محصول باغ و وسایل خانه نیست.

کسی که مراقبت سرمایه‌‌های ارزشمند خود نباشد، اگر غارت شد و مورد دستبرد قرار گرفت، باید خودش را ملامت کند.

کدام رابطه؟

برای شناخت زشتی و زیبایی چهره و لباسمان به «آینه» نگاه می‌کنیم.

زیبایی و زشتی اخلاق و خصلت‌ها و عمل‌های خود را در کدام آینه بنگریم؟

رابطه‌ی ما با خودمان، رابطه‌ی یک تاجر است با سرمایه‌اش، رابطه‌ی یک کشاورز با زمین و زراعتش، رابطه‌ی یک باغبان با گل‌‌‌ها و درخت‌هایش، رابطه‌ی یک دانش‌آموز با درس‌ها و نمره‌‌‌‌ها و کارنامه‌اش.

آیا سود می‌بریم یا زیان، گل می‌پروریم یا خار؟

می‌روییم یا می‌پژمریم؟

کارنامه‌ی ما «قبولی» است یا «ردّ»؟

 ویروس گناه

بعضی از نگاه‌ها ویروس گناه منتشر می‌کنند و بعضی از چهره‌ها حشره‌ی مزاحمت دور خود جمع می‌کنند.

قیافه‌های بزک کرده‌ای که نگاه‌های حرام را به سوی خود جلب می‌کند، مرداب حشره‌خیز است و موهای افشان و در معرض تماشا، شعله‌های آتش دوزخ است که هم خود را می‌‌سوزاند هم جوانان را به آتش گناه می‌افکند.

حیف نیست که زن با کرامت، به یک بوتیک سیار تبدیل می‌شود؟!

 عصاره‌ی گل نجابت

عصاره‌ی گل‌های عالم تبدیل به «عطر» می‌گردد و در شیشه‌ی دربسته نگاه‌داری می‌شود.

اگر در شیشه‌ی عطر باز بماند، عطرش می‌پرد و اگر کسی با حجاب و پوشش، عطر عفاف خود را حفظ نکند، از ارزش و اعتبار می‌افتد.

رایحه‌ی دل‌انگیز عفاف را نباید در مزبله‌ی نگاه‌‌های شیطانی رها کرد و گل نجابت را نباید در دست پلید هوسبازان پرپر ساخت.

 دل پاک، نگاه پاک

حجاب ظاهری ریشه در عفاف درونی دارد.

کسی که بخواهد پاک شود، ظاهر و باطنش را باید یکی کند.

آنان که بی‌قید و لاابالی‌اند،ولی می‌گویند «دلت پاک باشد»، نمی‌دانند که پاک‌دل در پاکی رفتار و متانت و وقار نمایان می‌شود و از دل پاک، جز نگاه پاک برنمی‌آید.

از کوزه همان برون تراود که در اوست.

نمی‌توان پذیرفت که از کسی عفونت گناه به مشام برسد، ولی مدعی باشد که دلش پاک است.

 حجاب، سلاح مقاومت

دختران و بانوان فرزانه و فهیم، وقتی به بلوغ فکری می‌رسند، متین و باوقار می‌شوند. نه با هر موج به این سو و آن سو می‌روند و نه رضای خدا را با پسند مرد‌م عوض می‌کنند.

اگر حجاب، سلاح مقاومت در برابر بی‌بندوباری است، شگفتا که کسانی خود را خلع سلاح می‌کنند و در برابر هجوم فساد، بی‌دفاع می‌مانند.

 انتخاب، نه تحمیل

حجاب یک انتخاب است، نه تحمیل.

آنان که حجاب را آگاهانه برمی‌گزینند، می‌خواهند «گوهر عفاف» خود را از تاراج مصون نگه دارند.

این است که بر انتخاب خود افتخار می‌کنند و با حرف این و آن، سست و بی‌انگیزه نمی‌شوند و تابع جوّ نمی‌گردند، چون از قیمت گوهری که دارند باخبرند.

 نگاه‌های مزاحم

وقتی شما در خانه‌ی خود را می‌بندید یا پشت پنجره‌ی اتاقتان پرده می‌زنید، خانه‌ی خود را از گزند بیگانه و نگاه‌های مزاحم و حشرات موذی ایمن ساخته‌اید.

چه زیبا گفته‌اند که:

«حجاب، مصونیت است نه محدودیت»!

با حجاب خویش، نگاه‌های مزاحم را ناکام بگذارید.

 گوهر عفاف

هر چیزی که نفیس‌تر و قیمتی‌تر باشد باید از آن بیشتر مواظبت کرد تا به غارت نرود.

کسی که ارزش گوهر عفاف را می‌داند، با بدحجابی آن را زیر دست و پای غارتگران نمی‌اندازد و خود را به طعمه‌ای برای گرگ‌های هوس‌باز تبدیل نمی‌کند.

به فرزندانمان بیاموزیم که از گوهر عفافشان هوشیارانه پاسداری کنند.

 دژ کرامت

هیچ کس به اسم آزادی، دیوار خانه‌اش را برنمی‌دارد و در حیاطش را باز نمی‌گذارد.

چون ممکن است دزدی رخنه کند و اموالش را به یغما ببرد.

حجاب، دیواری است که راه را بر دزد عفاف می‌بندد و زن را در دژ کرامت مصون می‌سازد.

این دیوار را بر‌‌نداریم و این دژ را ویران نسازیم

 ثمره‌ی باغ زندگی

باغبان، محصول باغ و بوستانش را به تاراج و حراج نمی‌گذارد، بلکه از آن مراقب می‌کند.

حجاب و عفاف، ثمره‌ی باغ زندگی و بوستان عمر است.

چرا باید گل حیا پر پر شود و لگد‌مال عابران بی‌خیال و رهزنان بی‌انصاف گردد؟!

کسی که نگهبان سرمایه‌‌اش نباشد، شایسته‌ی هر نوع ملامت است.

 مروارید نفیس

پاکدامنی و عفاف، گوهری قیمتی و مرواریدی ارزنده است که باید با هزاران چشم از آن مراقبت کرد.

این گوهر اگر گم شود، دیگر به دست نمی‌آید و این مروارید اگر بشکند، دیگر درست نمی‌شود.

پس مواظب دزدان عفاف و غارتگران سرمایه‌ی حجاب باشیم.

مگر مروارید شکسته قیمتی دارد؟

 قیمت وجود

صاحبان گنج و گوهر، جواهرات خود را در معرض دست و دید رهگذران نمی‌گذارند تا جلوه کند و سارق را به هوس اندازد.

کاش بانوان، قدر و قیمت وجود خود را بدانند و با جلوه‌گری، چشم و دل هوس‌بازان را نربایند و گنج عفاف را در معرض هجوم و غارت قرار ندهند.

بعضی‌ها چه راحت خود را به دام می‌اندازند و با پای خود به قربانگاه می‌روند.

 محراب دل

ای فروزنده ی صبح روشن !

دلم زلزلت زلزال هاست وتاپ،تاپ،تاپ می لرزد و می لرزد ملکوت آسمان را حس می کنم وبه یاد می آورم فسبح بحمد ربک .

یا ارحم الراحمین :

عصمت زنبق ها و صفای الاله ها را به دلم ارزانی دار  تنهایم مگذار که تنهایی فقط زیبنده ی توست .

 دام گناه

باید «دام» و «دانه» را شناخت.

ما هر لحظه بر سر دو راهی «فسق» و «فلاح» ایستاده‌ایم.

بیش از هر چیز نیازمند «چراغ ایمان» و «سپر تقوا» و چشمان آگاه و عبرت‌بین هستیم تا در پیچ و خم زندگی در کام فساد و دام گناه نیفتیم.

گوهر عفاف را پاس بداریم تا کرامت انسانی خود را از دست ندهیم.

 خودفراموشی

 هوشیار باشیم که دام‌های فریب، جاذبه‌های گناه، آنتن‌های وسوسه‌گر و فیلم‌ها و سی‌دی‌های دجّال‌گونه، ایمان و عفاف ما را نربایند.

خدافراموشی، خودفراموشی را درپی دارد.

هر که ارزش خود را نداند، خویش را حراج می‌کند و زیر قیمت واقعی می‌فروشد.

ارزش اجناس دست دوم خیلی پایین‌تر است.

 چشم، دریای هوس

عاقلانه نیست که انسان برای لذت دیگران، عذاب الهی را برای خود بخرد.

وقتی چشم دریای هوس شود، قایق گناه در آن حرکت می‌کند و موج عصیان پدید می‌آورد.

رابطه‌ی «گناه» و «نگاه» چه قدر است؟

آنان که از تیر نگاه‌های مسموم پروا نمی‌کنند، شکار گرگ‌های هوسران می‌شوند.

آنگاه ... دست و پا زدن‌‌‌ها به جایی نمی‌رسد.

برای مصون ماندن از «تیر نگاه» چه باید کرد؟

 عشق‌های خیابانی

پشت بعضی از نگاه‌های مسموم و محبت‌های فریبا، دره‌ی هولناکی از سقوط و شب تاریکی از بدبختی است.

بعضی قیمت خود را نمی‌شناسند و خود را ارزان می‌فروشند.

همه‌ی مدعیان دوستی و عشق، خریدار نیستند، بلکه فقط قیمت می‌‌کنند.

اگر نورافکنی بیندازید، عمق تیرگی‌های وحشت‌ناک این عشق‌های خیابانی و تلفنی را خواهید دید.

شما که نمی‌خواهید آینده‌ی خود را آتش بزنید، خیلی راحت به هر کس اعتماد نکنید.

 شکرانه‌ی نعمت جمال

اگر زیبایی و جمال، نعمت خداست، شکرانه‌ی آن هم عفاف و پاک‌دامنی است.

کسانی که به خاطر زیبایی رخسار و دلفریبی اندام به گناه می‌افتند، یا دیگران را به گناه می‌اندازند، حق این نعمت را ادا نکرده‌اند.

جمال، هرگز مجوز ارتکاب گناه و افتادن به دام و دامن آلودگی و افکندن دیگران به باتلاق فساد نمی‌شود.

روزی از این نعمت سؤال خواهد شد و حسرت برای آنان است که از این راه به دوزخ بروند.

 عوارض نگاه

آیا آمار مصدومین «ترکش نگاه» را دارید؟

آیا ضایعات «تیرهای مسموم نگاه» را می‌شناسید؟

آیا می‌دانید چه تعداد، مبتلایان به ویروس هوس در بستر نگاه آرمیده‌اند؟

خواهران ما باید در «سنگر حجاب» موضع بگیرند و برادران ما باید با «واکسن تقوا» خود را واکسینه کنند، وگرنه عوارض «نگاه» و «بدحجابی» دامن دو طرف را می‌گیرد.

 خط قرمز»‌های نگاه

کسی که «خط قرمز»‌های نگاه را نشناسد. به منطقه‌ی «ورود ممنوع» وارد می‌شود و گرفتار می‌گردد.

مگر به هر چه «دیدنی» است، باید نگریست؟

چشمی که حریم زندگی شخصی دیگران را مراعات نکند و «هرزه‌بین» شود، از قیمت می‌افتد.

نگاه، گاهی تیر مسموم شیطان است و میان نگاه و گناه، گاهی فاصله‌ی اندکی است.

کسی که حریف چشم خود نیست و نگاهش را نمی‌تواند کنترل کند، چه ادعایی دارد؟!

گدایی عشق

کاش انسان‌ها به اندازه‌ی کالایی که می‌خرند، در دل بستن‌ها و محبت پیدا کردن‌ها هم حوصله و وسواس به خرج دهند.

حیف است که دل‌ها، بی در و دروازه باشد و عشق‌ها بی‌هویت و بی‌‌شناسنامه.

چرا بعضی به «گدایی عشق» می‌پردازند و بعضی به حراج عشق؟

باید از چه گذشت تا به چه رسید؟

آیا آنچه از دست می‌دهیم، به آنچه به دست می‌آوریم می‌ارزد؟ برنده‌ایم یا بازنده؟

 پهلو شکسته

پیدایی؛ مثل مهربانی خداوند. زیبایی؛ مثل سلام های گرامی خداوند بر پیامبران عظیم الشأنش.با تو، درهای زندگی باز می شود و با یاد تو، ماه، تمام شبهای زمین را روشن می کند. آفتاب، شادی مقدسی است که بر زمین، گرمای وجودت را می پراکند. تمام دلتنگیهایت غنچه های سرخی شدند که عاشقانه اتفاق افتادند؛ عاشقانه هایی لبریز از عشق خداوند.بعد از تو تمام اتفاق ها به گل سرخ ختم شدند؛ چشمها سرخ شدند، درها سرخ شدند، دیوارها سرخ شدند و روزها کبود، آسمان کبود، ابرها ورم کرده کبود؛ تمام پهلوها شکستند و کبود شدند. سال هاست که به شوق بوییدنت، قاصدک ها تمام دیوارهای مدینه را طواف می کنند. هنوز عطر حضورت از مدینه می آید. بغض هایت را قرن هاست که ابرها در کویرهای بی پایان و دور سکوت، گریه می کنند. «بانو! گریه در کنار شما مرسوم است؛ مگر می توان پهلوی شما بود و نشکست». زمین بعد از تو، مدار چرخش را گم کرده است. خاک، هنوز بوی قدم های رسولانه تو را فراموش نکرده است.هنوز سال هاست که کلمات، شبها برای از تو سرودن، تا صبح بیدار می مانند. قلم ها شرمگین نوشتن تو با این واژه های زمینی اند، با این واژه های خاکی. نه! تو از خاک نیستی؛ این را همه آب ها فهمیده اند. شاید خداوند تو را از کلمه آفریده است؛ زیرا در «آغاز کلمه بود...» تو زهرایی که دیده در دیده پدر گشودی و با یاد او بزرگ شدی و دلتنگی دوری اش را تاب نیاوردی. همیشه نام تو که می آید، دل نازک پرنده ها می لرزد، درها گریه می کنند و دیوارها بغض. خدا کند که باران ببارد! همیشه می شود زیر باران، بی بهانه گریست. همیشه با یاد تو، تمام کلمات اشک می شوند و دفترها سطر به سطر آه می کشند. نمی دانم کجای بقیع باید دنبال رد پاهای گمشده ات، اشک بار بگردم؟ هر طرف که سر می چرخانم، بوی غربت تو را حس می کنم؛ بوی غربت بانویی دور که نزدیک تر از تمام آینه ها، بودنش را می توان حس کرد. تو همه جا هستی؛ اما ما سال هاست که به دنبال تو می گردیم. ما خویش را گم کرده ایم، ما خویش را در رد پاهای گم شده ات، گم کرده ایم. خدا کند یک روز پیش از اینکه دنیا به آخر برسد بقیع، تربت پنهانت را نامه کبوترانی کند که به سمت خانه ها پرواز می کنند. خدا کند در پای مرقد ناپیدایت تمام شوم. نمی دانم کی می توانم پابه پای تمام چشمه های دنیا برایت گریه کنم. هر گاه یاد تو می افتم، بی اختیار بوی غریبانه عدالت علی (ع) ، بغض هایم را دوچندان می کند. به یاد تو، بغض هایم شبیه دوازده بند محتشم، پیاپی اشک می شوند و بوی پیراهن نمناکم که آغشته به یاد توست، آرامم می کند. خدا کند که چشم هایم قطره قطره به پای تو بریزند تا من سبک تر شوم! تو تنها ماه آسمان شبهای تاریکم هستی؛ مهتابی که شبهای طولانی برای دیدنش اشک ریخته ام. ای کاش به بادها بسپاری که بوی تربتت را از گریبانم پر کنند!

 بانوی سبز

خورشید، تمام حرارتش را به چشم های پاک و معصوم تو هدیه کرد، تا بار دیگر، باورم شود که سبزترینی و تو چه خالصانه امواج پرتلاطم نگاهت را به اقاقی های تشنه پاشیدی، تا مبادا سایه سرد تاریکی، بخشکاندشان!

نمی دانم، کنار سبزه های کدامین دشت، سبز بودن را آموخته ای؛ از کوچه های مدینه، از «در» و دیوار محله بنی هاشم، از چادر خاکی، از جنازه تیرباران شده، از چشم های گرسنه، از مشک های تشنه، از گونه های نیلی، از رگ های بریده، از شام یا... ؟

نه! من فقط همین قدر می دانم که سبز بودن را «سبز» فهمیده ای؛ و گرنه کجاوه ماه، به تو تعظیم نمی کرد و سرود «ما رایت الاّ جمیلا...» به لب های تو تکیه نمی داد.

زینب! اگرچه زود، ولی چشم های روشنت شهادت می دهند.

تو از ابتدای کودکی به انتهای جاده خیره شده ای و بندبند وجودت پر از التهاب است.

 اولین تماش

سلام بر زینب که زیبنده زیبایی نام پدر است و دردمند تنهایی مادر!

سلام بر لبخندهای شکوهمند و شکوفه پوش زینب، او که آمد تا کاروان بی قراری مولا را روانه کرانه اشک های شوق فاطمه علیهاالسلام کند!

در این چرخش زمانه صدها هزار رنگ، کیست که فاطمه علیهاالسلام را نشناسد و علی علیه السلام را به جای نیاورد؟!

کیست که نام زینب علیهاالسلام را در لحظه لحظه حماسه ها، به خاطر نسپارد و مرور ننماید؟!

زینب کیست که چشم هایش دنیایی حرف گفتنی دارد و باغ در باغ، لاله های شکفتنی؟!

زینب علیهاالسلام چشم گشود و اولین شوق و اولین تماشای برادر را تجربه کرد. به راستی، اولین لبخند زینب به برادر، چه شیرینی را در کام تشنه حسین علیه السلام می ریخت!

لحظه ها دست به دست هم داده بودند تا برای اولین بار، عاشورا را میهمان بقیع عاطفه ها کنند و فاطمه علیهاالسلام هنوز چشم به پسر می دوخت و در اندوه آتش اندود همسر، می سوخت.

زینب علیهاالسلام از تماشای شط نگاه حسین علیه السلام سیر نمی شد و حسین علیه السلام از جاذبه لبخندهای لبالب زینب علیهاالسلام دل نمی کند.

کودکی های زینب علیهاالسلام ، پابه پای تنهایی فاطمه علیهاالسلام سپری شد و حسین علیه السلام پابه پای شکوه اشک هایش، از شانه های سوخته مولا، چون آفتابی شکوهمند سر می زد و سرفرازی خویش را به تمام کوفیان ابلاغ می نمود.

زینب علیهاالسلام کربلا را به خانه آورد و کربلا، زینب علیهاالسلام را به یاد آورد؛ آن گاه که می بایست رد پای جا مانده از قافله فاطمه علیهاالسلام را از مدینه تا کربلا امتداد دهد و هدایت کاروانی را عهده دار شود که در سال شصت و یک هجری، غبار آلوده ترین سلام را به ارمغان بقیع باز آورد.

 مادر

مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بیماری ام، طبیبی بودی که دردم را می شناسد و درمانم می کند. گاهِ اندرزم، حکیمی آگاه که به نرمی زنهارم دهد. گاهِ تعلیمم، معلمی خستگی ناپذیر و سخت کوش که حرف به حرف دانایی را در گوشم زمزمه می کند. گاهِ تردیدم، رهنمایی راه آشنا که راه از بیراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتی خلقتی، تو لبریز از عظمتی؛ تو را سپاس می گویم و می ستایمت

 



مسعود صفی یاری ::: پنج شنبه 95/8/20::: ساعت 11:41 صبح نظرات دیگران: نظر
   1   2      >