سفارش تبلیغ
صبا ویژن
آن که کرده وى به جایى‏اش نرساند ، نسب او را پیش نراند . [ و در روایت دیگرى است : ] آن که گوهر خویشش از دست شود ، بزرگى تبار وى را سود ندهد . [نهج البلاغه]

مدت ها بود چشم انتظار بودم . چشم انتظار فرا رسیدن اردیبهشت ، نه به خاطر طراوت لطیف بهاریش که به خاطر یک رویداد بزرگ فرهنگی ، نمایشگاه بین المللی کتاب را می گویم .

اردیبهشت فرا رسید وزمزمه های آغاز بکار نمایشگاه شنیده شد . نکته ای که توجهم را بخود جلب کرد وعده برخی مسئولین در خصوص سالم سازی فضای اخلاقی نمایشگاه و اتخاذ تمهیدات لازم برای رعایت شئونات اسلامی ، بخصوص حجاب بانوان بود روز موعود فرا رسید، راهی نمایشگاه شدم . نمایشگاهی در مصلای تهران ، یعنی پرستشگاه الهی ، محل قرب و انس با معبود و جایی که باید به اقتضای نامش و این همه هزینه ای که برایش شده ، از آن عطر عبودیت و تقوا به مشام برسد و جلوه های اخلاص و بندگی موج بزند .

باورم نمی شد اینجا مصلی باشد و نمایشگاه کتاب، صحنه هایی که در جای جای ان ، حتی در شبستان مصلی بچشم می خورد هیچ سنخیتی با این مکان مقدس نداشت و با ادب و آداب مصلی بیگانه وبا علم ادب و فرهنگ کتاب و کتابخوانی ناسازگار .نمایشگاهی از زنان و دختران بزک کرده و چشم چرانان هرزه که با رفتارهای جلف و لباس ها و آرایش های زننده  ،بوی تعفن گناه و نکبت را در محیط پراکنده کرده و فضای مصلی را آلوده کرده بودند .

چقدر دلم برای خودم سوخت ، چقدر دلم برای مردمی که شاید سال ها بعد در این مکان نماز بخوانند و بشنوند مسئولین مصلی به ازاء گرفتن اجاره های انچنانی تن به چنین خفت هایی می دادند سوخت ، چقدر دلم برای غربت اسلام و مظلومیت فرهنگ سوخت .

با خود گفتم لابد سی سال گذشت انقلاب اسلامی  برای حاکمیت اسلام و تثبیت مبانی اخلاقی و ارزشی اسلام کافی نبوده و باید سیصد سال چشم انتظار باشیم تا بدیهی ترین احکام اسلام مثل حجاب و رعایت حریم محرم و نامحرم در جامعه نهادینه شود .

شاید آن موقع  مسئولین ما یاد بگیرند نمایشگاه کتاب با نمایشگاه مد و ابتذال و مصلی با چراگاه شیطان تفاوت دارد ...

از خیر بازدید گذشتم و سرافکنده برگشتم . با خودم فکر می کردم بیخود نیست بعضی ها شب و روز شهادت حضرت زهرا (س) جشن عروسی می گیرند و پارتی می روند و......

 



مسعود صفی یاری ::: پنج شنبه 90/2/22::: ساعت 1:8 صبح نظرات دیگران: نظر